امروز ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۰۰

«آرتیست» خود نویسنده است/ در شوک یک اثر متفاوت

علیرضا لعلی در یادداشتی به نقد رمان «آرتیست» نوشته سعید تشکری پرداخته است.

به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری صبا، علیرضا لعلی نویسنده در یادداشتی به نقد رمان «آرتیست» نوشته سعید تشکری که انتشارات کتاب نیستان آن را منتشر کرده پرداخته است.

متن یاداشت بدین شرح است: «با اثری متفاوت از نویسنده ای نام آشنا مواجه ایم، اثری که در بدو امر مردد می‌مانیم که آیا امضای پای آن واقعا از آن همان سعید تشکری، نویسنده رمان درخشان «مفتون و فیروزه» است؟ ظاهر اثر سبک و سیاق متفاوت و نچسبی دارد که به مذاق بسیاری خوش نمی‌آید. رمان «آرتیست» از سبک های معمول و معرفی شده رمان پیروی نمی‌کند از همین روی ممکن است واکنش برخی منتقدان ادبی به دنبال داشته باشد.

خود نویسنده در متن رمان اش با آگاهی به اثرات نوشته اش بر برخی منتقدان در کمین نشسته و حتی دوستدارانش، در متن رمان اش، پیشاپیش پاسخ انتقادات آتی را می دهد و می نویسد: «آن قدر می نویسم تا سبک و صدای خاص خودمان را پیدا کنیم و صدای هوچی های احمقی را که به ما میخندند، نمی شنویم. مهم نیست که چقدر دنبالش بگردیم، زانوهای زخمی و تعداد زمین خوردن هایمان مهم نیست. پس هرچه از داشته ها که مربوط به گذشته است توی کمد می گذاریم داستان جدید ما باید اول برای خودمان شگفتی داشته باشد، بدون عشق به گذشته و خاطرات و خوانده های قبلی …» (ص۶۰)

در «آرتیست» یک خط داستانی داریم که صرف نظر از آن که گیرا و داستانی است یا نه با دو پدیده موازی نامتعارف در کنار آن مواجه هستیم که برای برخی خوانندگانی که غرق دنبال کردن وقایع رمان می شوند ممکن است حالگیر باشد زیرا این دو پدیده خارج از داستان، سرمشق های یک کلاس آموزشی را مطرح می کنند. یکی از این دو پدیده، فصل های کوتاه و منقطع است که در لا به لای فصول داستان خط کشی کرده و مراحل آموزشی یک ورزش رزمی به نام «نینجوتسو» را توضیح می دهد!

دو دیگر، عباراتی کوتاه است که آن هم به صورت فصل های کوتاه و منقطع بین داستان وقفه ایجاد می کند. عباراتی که به ادعای نویسنده از «رساله پولس کبیر به کاتبان» است و توضیح می دهد که مدت‌ها بر سر بودن یا نبودن این رساله بحث و دعوا بوده است. بعضی گفته اند جلال نامی آن را ساخته و پرداخته و به اسم پولس زده است اما بسیاری معتقدند این رساله کاتبان است و نویسنده همین را تایید می کند و می افزاید «مهم نیست چه کسی این سخنان را گفته مهم این است که اکنون هست و می تواند در خدمت داستان ما باشد و تازه خواننده درمی یابد که هر دو این ها فصل های دروس داستان نویسی است.»

نویسنده معتقد است نوشتن یک رزم است. همانطور که یک رزمی کار نینجوتسو باید مرحله به مرحله بیاموزد و تن و جان خود را همراه با آموزش های تکنیکی آماده سازد، یک نویسنده هم باید از درون و برون مدام درحال آموزش تکنیک های نوشتن و خلق متدهای جدید باشد و همزمان سیری درونی و روحی را طی کند زیرا نویسندگی یک «شدن» است. مرارت و تمرین و بازتمرین لازم دارد. نوشتن و طراحی یک رمان و داستان روندی حساب شده نظیر طراحی یک عملیات نظامی یک جنگ تمام عیار است، استراتژی مناسب خود را می طلبد و اجرای آن باید تاکتیک های درست انتخاب شود تا بلکه مخاطبان بتوانند ارتباط درست و فعالی با نوشته بیابند درست مثل نینجاها که برای حمایت از خود، تمرین هنرهای رزمی و استراتژی نظامی را با ترس روانی و قدرت های اسرارآمیز ترکیب کردند. یک نویسنده نیز زمانی که شروع به نوشتن می کند، بیشتر از هروقت دیگر با درونش مرتبط می‌شود، با خواسته های سرکوب شده و عقده ها، چون نوشتن عشق ریزان روح است. (ص۵۰ قانون دوم)

رنج جانکاهی که یک نوشته را به همراه نویسنده به بلوغی می رساند که شاید نیاز به امضا نداشته باشد، چراکه خود معرف صاحب اثر است چنانکه سعید تشکری در صفحه آغازین کتابش، جمله ای از تولستوی می آورد که شعار و جانمایه اثرش می باشد: «آدم وقتی به نوشتن بپردازد، که هربارنوک قلم خود رادردوات فرومی برد،پاره ای ازگوشت خودرا در آن بگذارد.»

پس مخاطب در حین دنبال کردن رویدادهای داستان کنش های نویسندگی در فصل های نشان دار تعقیب می کند. نویسنده مخاطب را ازقصه بیرون می کشد و او را سرکلاس قصه نویسی می نشاند. مشابه نوعی فاصله گذاری که برتولت برشت نمایشنامه نویس شهیر در آثارش آورده است.

و اما خط داستانی؛ پیرمردی کوشا نام که ساکن یک مرکز سالمندان است خود را به یک نویسنده می رساند. نام این نویسنده، نام خود نویسنده رمان یعنی سعید تشکری است. آدرس دفتر این نویسنده در داستان آدرس واقعی سعید تشکری واقع در خیابان گلستان مشهد است. پس نویسنده می گوید خود از قهرمانان اصلی قصه خودساخته اش می باشد. پیرمرد از تشکری می خواهد قصه ای بنویسد نه قصه سرنوشتی که در گذشته بر او رفته است بلکه قصه آینده زندگی ای است که پیرمرد می خواهد داشته باشد. به تشکری می گوید پول بادآورده ای را به دست آوردم و حالا تعیین کن چگونه زندگی کنم؟ به من کمک کن تا ادامه زندگی ام را طوری بنویسم که لیاقت اسم خاندان بزرگ کوشا را داشته باشم. (ص۱۸)

از اینحا به بعد قهرمان ما در قصه نویسندگی نمی کند، وکالت می کند، در لباس مبدل تعقیب و تحقیق می کند. کار پلیسی می کند. منادی نجات و عدالت طلبی می گردد و در نجات دسته از کودکان کر و لال که برای برادرزاده کوشا به نام اصلان بیگاری می کنند. دو سرمایه دار بدجنسی را که عامل گرفتاری مالی اصلان بوده است به دست قانون می سپارد. بازیگر می شودT در نقش یک کور اعمال کوشا را زیر نظر می گیرد. به کسوت خبرنگار تلویزیون در می آید و با اصلان و مادرش مصاحبه می کند. به اجبار در جلد عروسک های تبلیغاتی، کتک خورده و ربوده می شود. در قسمتی دیگر طراح ساختمان می شود. معمار و بنا استخدام می کند و خانه قدیمی کوشا را بازسازی می کند و البته در این نقش اتفاقا علایق شخصی اش را آشکار می سازد. به عبارتی تشکری ظرفیت های هنری و ذاتی اش را معرفی می کند.

سعید تشکری همچون کودکان قصه اش که در لباس عروسک‌های تبلیغی بازی و امرار معاش می کنند از کودکی در کانون پرورش فکری پا به عرصه بازیگری تئاتر می گذارد و در عنفوان جوانی بازیگر مطرح تئاتر می گردد. کارگردان تئاتر می شود و عنوان ها و جوایز متعددی کسب می کند و در عرصه نمایشنامه نویسی به شهرت می رسد. فیلمنامه نویس می شود. حتی چند فیلم کوتاه می سازد. به ناگاه با تئاتر و نمایش علنا خداحافظی می کند و پا به عرصه رمان نویسی می گذارد و باز در این عرصه نیز می درخشد. وی همچنانکه در رمان اخیرش «آرتیست» که در واقع عنوان خود اوست آمده است، فعالیت های اجتماعی و آموزشی هم می کند. در مراکز سالمندان و نیز کودک و نوجوانان برنامه دارد. کارگاه آموزش رمان می گذارد و تجربیات نویسندگی اش را با علاقمندان این عرصه به اشتراک می گذارد.

«آرتیست» نوعی اتوبیوگرافی با خلق داستانی الهام گرفته از آدمیان دور و برش است و البته فراموش نمی کند که نشان همیشگی اش را یعنی ارادت به امام رضا(ع) را که در اکثر آثار وی مشهود است، با گنجاندن جمله ای به مخاطبان یادآور شود. «آرتیست» بیشتر از محتوا نمایش فرم است. همپای قصه، نمایشنامه و فیلمنامه است. از تکنیک فاصله گذاری سود می برد. علاوه بر زاویه دید داستانی از زوم دوربین برخوردار است و همزمان کارگاه نویسندگی به سبک خودش است.

نام اثر «آرتیست» نیز در واقع عنوان نویسنده است. حتی تصویر روی جلد صورتک میمون که نماد بازیگری است، خود نویسنده است مشابه فیگورهایی که معمول در عکس های هنری اش دستانش را زیر چانه قرار داده است. در یک کلام «آرتیست» خود نویسنده است: سعید تشکری.»

انتهای پیام/

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


    جدول فروش فیلم ها

    عنوان
    فروش (تومان)
    • مطرب
      ۳۸٬۵۴۳٬۸۹۱٬۰۰۰
    • چشم و گوش بسته
      ۱۲٬۸۳۴٬۱۱۵٬۰۰۰
    • بی وزنی
      ۳۱٬۵۵۲٬۰۰۰
    • نرگس مست
      ۳۶٬۶۲۲٬۰۰۰
    • دوئت
      ۶۸٬۷۰۷٬۰۰۰
    • عطر داغ
      ۹٬۱۳۸٬۰۰۰
    • امیر
      ۱۳۰٬۹۶۴٬۰۰۰
    • جهان با من برقص
      ۶٬۷۴۸٬۶۳۶٬۰۰۰
    • خوب، بد، جلف 2
      ۱٬۴۷۶٬۲۶۴٬۰۰۰
    • چهل و هفت
      ۵٬۱۱۱٬۰۰۰
    • سونامی
      ۳۶۵٬۵۴۴٬۰۰۰
    • آشفته گی
      ۵۹۵٬۴۵۶٬۰۰۰