امروز ۱۳ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۵۷

ایران را با «ایران» بشناسیم

محسن سوهانی پژوهشگر دکترای مدیریت رسانه در یادداشتی به این پرسش که چرا باید به تماشای مسابقه ایران نشست؟! پاسخ داده است.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری صبا، محسن سوهانی پژوهشگر دکترای مدیریت رسانه و مشاور مدیر شبکه یک سیما در یادداشتی به این پرسش که چرا باید به تماشای مسابقه «ایران» نشست؟ پاسخ داده است.
متن یادداشت به شرح زیر است: «شما را نمی دانم اما من، با این که خود دستی به آتش دارم، گاه از نشستن فرزندم پای تلویزیون، یا آن طور که مرحوم پدربزرگم می گفت تله و زیان، دچار نگرانی می شوم. شاید بخشی از این وسواس، به سال ها مطالعه، پژوهش و شناخت ابعاد مختلف این قوطی بگیر و بنشان رسانه ای برگردد. اما هر چه هست نگرانی بی جا نیست. قدرت این جعبه جادو آن قدر است که در سال های جنگ سرد، آمریکا توانست از آن به عنوان یک سلاح همه کس کش استفاده کند و علاوه بر نابودی کمونیسم، میخ استیلای هژمونی رویای آمریکایی اش را در قلب جهان بکوبد. بگذریم. قرار نیست از تاریخ رسانه حرف بزنم.
قرار هم نیست شعار بدهم. نه از سال های کهن خواهم نوشت، نه از آرش کمانگیر و رستم شاهنامه و نه اساطیر باستان.
حرفم از همین چند دهه پیش است. از آرمان های بزرگی که به واقعیت پیوست. از نسل طلایی جوانانی که دست از جان و تمام آرزوهایشان شستند تا حتی یک وجب از خاک سرزمینمان به دست اجنبی اشغال نشود.
خیلی از ما این جوانان آرمان خواه و حماسه ساز را به چشم دیده ایم. رفیقمان، برادرمان یا همسایه و آشنایمان بوده اند. سوای حسرت و افسوس نبودشان که گاه به گاه گریبانمان را می گیرد، شاید هر بار که به فرزندانمان نگاه می کنیم با خود آرزو کنیم کاش شبیه آنان باشند. همان قدر مومن، باغیرت و وطن دوست. اما چه طور؟! در بین احاطه این همه ابزار گول زننده و گمراه کننده، تربیت یک انسان آرمانی کار آسانی نیست. از من بپرسید، خواهم گفت: پاسخ را باید از نادر ابراهیمی عزیز گرفت، آن جا که می گوید: { شما کویر را ببینید، شما جنگل‌های شمال را ببینید، عباس آباد را ببینید، خلیج فارس را با آن عظمتش ببینید، خار و خارگل را به آن حد جادویی ببینید و به این فرهنگی که در این خاک پرورده شده بیندیشید و به مبارزانی که در این خاک زندگی کرده‌اند بیندیشید و بعد بگویید من اینجا را همان قدر دوست دارم که ال‌ماسینا را در آمریکای شمالی، او یک عیبی در توست…
من وطن را شناختم و عاشقش شدم. دوست داشتن وطن از دوست داشتن مردم وطن جدا نیست. خاک پرستی نیست، اگر خاکی را می‌بوسم و می‌بویم به خاطر این است که قدمگاه است. قدمگاه انسان‌های متعالی… بله. پاسخ آسان است. فقط کافیست وطن را با تمام ابعاد خواستنی و دوست داشتنی تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، ادبیات و داشته های استثنایی اش، درست به فرزندانمان بشناسانیم تا عاشقش شوند. تا در امتداد مسیر درخشان آرمان های بلند ایرانی-اسلامی، فردای بهتری بیافرینند.
به عنوان یک کارشناس رسانه نسبت به مضرات تلویزیون هشدار دادم. اما حالا از فوایدش خواهم گفت. از این که شک نکنید می تواند از هر کلاس و درس و مدرسه ای آموزنده تر باشد، اگر در اسلوب صحیح برنامه بسازد. اسلوبی که دانش و هنر همکاران ماست و با کپی کاری و تقلید از برنامه های خوش رنگ و لعاب اما فریبنده، پوچ و بی مایه فرنگی به دست نمی آید.
این دغدغه بزرگ باعث شد تا شبکه یک سیما، با رویکردی هدفمند مسابقه ایران را تدارک ببیند. برنامه ای که هم مجری محبوب دارد، هم ساختار جذاب و تماشایی و هم محتوایی به واقع آموزنده. پیشنهاد می کنم در این روزهای تعطیل و ایام نوروز، با خیالی آسوده همراه با فرزندان و خانواده به تماشای مسابقه ایران بنشینید تا هم سرگرم شوید و هم به دانش افزایی فرزندانتان به عنوان سرمایه های انسانی فردای ایران زمین کمک کنید. فرصت خوبیست تا ایران را با ایران بشناسیم.
به قول فردوسی بزرگ: نگه کن به جایی که دانش بود/ ز داننده کشور به رامش بود»
انتهای پیام/

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


    جدول فروش فیلم ها

    عنوان
    فروش (تومان)
    • مطرب
      ۳۸٬۵۴۳٬۸۹۱٬۰۰۰
    • چشم و گوش بسته
      ۱۲٬۸۳۴٬۱۱۵٬۰۰۰
    • بی وزنی
      ۳۱٬۵۵۲٬۰۰۰
    • نرگس مست
      ۳۶٬۶۲۲٬۰۰۰
    • دوئت
      ۶۸٬۷۰۷٬۰۰۰
    • عطر داغ
      ۹٬۱۳۸٬۰۰۰
    • امیر
      ۱۳۰٬۹۶۴٬۰۰۰
    • جهان با من برقص
      ۶٬۷۴۸٬۶۳۶٬۰۰۰
    • خوب، بد، جلف 2
      ۱٬۴۷۶٬۲۶۴٬۰۰۰
    • چهل و هفت
      ۵٬۱۱۱٬۰۰۰
    • سونامی
      ۳۶۵٬۵۴۴٬۰۰۰
    • آشفته گی
      ۵۹۵٬۴۵۶٬۰۰۰