امروز ۱۳ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۲۲

رهبری به جشن هنرستان موسیقی پیام نفرستاد

رهبری درخواست ارسال پیام تصویری جهت پخش در مراسم جشن موسیقی را رد کرد.
 به گزارش «صبا»، در روزهای منتهی به برگزاری جشن صد سالگی هنرستان موسیقی تهران، «علی تقی پور» رئیس هنرستان موسیقی تهران از «علی رهبری» آهنگساز بین المللی، رهبر ارکستر، مدیر سابق هنرستان های عالی موسیقی تهران و مدیر سابق هنری ارکستر سمفونیک تهران که اکنون در اتریش زندگی می کند، درخواست کرده بود تا پیام تصویری خود را به مناسبت صدسالگی هنرستان موسیقی برای پخش در مراسم جشن ارسال کند.
اما علی رهبری این درخواست را رد کرده و علت آن را به صورت نامه کتبی به رئیس هنرستان موسیقی بیان کرده است.
این هنرمند بین المللی رونوشت نامه اعتراض آمیز خود  خطاب به «علی تقی پور» رئیس هنرستان موسیقی تهران آمده است:
«با سلام
خیلی دلم میخواست بنا به تقاضای جنابعالی به مناسبت ۱۰۰ سالگی هنرستان موسیقی در ایران، به عنوان رییس سابق هنرستان عالی موسیقی ملی و کنسرواتوار تهران پیامی را به این مناسبت ارسال کنم، اما بهتر دیدم که چنین پیامی را آن هم در جشن صد سالگی هنرستان موسیقی از سوی من دریافت نکنید. چون به هر شکل پیام من سرشار از انتقاد خواهد بود. انتقاد از بی توجهی وزارت فرهنگ و ارشاد به وضع هنرستانها انتقاد از دستمزد پایین استادان موسیقی، انتقاد از حیف و میل کردن بودجه دولت توسط چند موسیقیدان سودجو برای منافع خود و عده معدودی از دوستان و …
پس بهتر دیدم در فضای شادمانه جشن صد سالگی این هنرستان، پیام و تصویری از من در اختیار نداشته باشید. چون که ناچار خواهم بود فقط از وزارت فرهنگ و ارشاد و مشاورانی سودجو که متاسفانه به تعداد زیاد در اطراف وزارت فرهنگ و ارشاد می بینم به شدت انتقاد کنم. برای خود هیچ دلیلی برای شادی نمی یابم وقتی می بینم که به جای رسیدن به وضع هنرستانها و دستمزد معلمین موسیقی در ۲۰ سال گذشته، بودجه دولت که به همین منظور در نظر گرفته شده توسط عده ای خرج منافع خود و دوستانشان شده است. پس به ارسال پیامی کوتاه که نسخه ای از آن را در اختیار خبرگزاری جمهوری اسلامی (به عنوان مهمترین و معتبرترین خبرگزاری ایران) قرار خواهم داد اکتفا کنم. چون عمیقا معتقدم گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من …. آنچه به جایی نرسد فریاد است.
و اما متن پیام من بمناسبت صدسالگی هنرستان موسیقی ایران ؛
من علی رهبری هستم، کسی که بهترین خاطرات زندگیش را در دوران تحصیل در هنرستان عالی موسیقی ملی سپری کرده. کسی که آن دوران طلایی را در کنار دوستانی چون کامبیز روشن روان، اردشیر روحانی، سوسن اصلانی، ملیحه سعیدی و داریوش دولتشاهی گذرانده است.
من علی رهبری هستم و بزرگترین افتخار خود را در این دیده ام که در سن ۲۵ سالگی، توسط دو تن از اساتید بزرگ موسیقی ایران یعنی حسین دهلوی و مصطفی پورتراب از اتریش به ایران دعوت شدم تا بعد از خودشان با موافقت وزیر وقت به ریاست هنرستان عالی موسیقی ملی وسپس کنسرواتوار تهران منصوب شوم.
در دوران ریاست من بود که ارتباط بین هنرستان موسیقی ملی و موسیقی غربی (که به واسطه داشتن دو رئیس ارتباط زیادی با هم نداشتند) تقویت شد و این مهم در زمان ریاست من اتفاق افتاد. من اولین رئیسی بودم که برای اولین بار مسئولیت هر دو هنرستان را به عهده گرفت و موفق شد با تقویت ارتباط بین این دو نهاد، ارکستر ژونس موزیکال و ارکستر صد نفری سمفونیک کنسرواتوار تهران را تشکیل دهد. سازهای نو در همین زمان برای هنرستان خریداری شد. خوابگاه هنرجویان بی بضاعت هم در همین زمان احداث شد. در همین دوران دانشجویان امکان استفاده از غذای گرم را پیدا کردند.
در طی سه سالی که من مسئول هنرستانها بودم در کنار دهها تن از اساتید موسیقی سنتی و غربی چون فرامرز پایور، محمد حیدری، ارفع اطرایی (در رشته نوازندگی سنتور)، علی اکبر خان شهنازی، هوشنگ ظریف (در رشته نوازندگی تار)، محمود کریمی (استاد آوازسنتی)، محمد اسماعیلی (تنبک)، حسن ناهید (نی، رحمت اله بدیعی، علی تجویدی (ویولن ایرانی)، والودیا آواک تارخانیان (ویولن و آلتو غربی)، ملیک اصلانیان (پیانو)، جواد معروفی (پیانوی ایرانی) و بزرگانی چون مرتضی حنانه، هوشنگ استوار، ثمین باغچه بان، حسین ناصحی (رشته آهنگسازی)، حسین دهلوی، (آهنگسازی و تلفیق شعرو موسیقی)، مصطفی پورتراب (هارمونی و سلفژ)، توماس کریستین داوید (آهنگسازی، هارمونی، فلوت و کنتراپوان)، فرهاد فخرالدینی (تدریس تئوری موسیقی)، اولین باغچه بان(رهبری کر و تدریس آواز)، منصوره قصری (تدریس آواز غربی)، علی اصغر بهاری (کمانچه)، افلیا پرتو (تئوری موسیقی) و دهها استاد دیگر ایرانی و خارجی کار کردیم و ثمره آن را می توانید در بالندگی نسلی که زیر نظر این اساتید آموزش دیدند را مشاهده کنید که از جمله این هنرمندان می توان به نامهایی چون «علی رحیمیان»، «رضا عالمی»، «اکبر محمدی»، « نادر مشایخی»، «کریم قربانی» و «فروغ کریمی» که اکنون کرسی استادی دانشگاه وین را در اختیار دارد اشاره کرد.
با این حال و در چنان شرایط به ظاهر مطلوبی، من در سپهر موسیقی ایران با توجه به آرمان های خود به عنوان یک ایرانی برای آینده موسیقی ایران کاخی از آرزوها بنا کرده بودم که متاسفانه به علت ناکافی بودن رسیدگی به هنرستانها رسیدن به این آرمان شهر غیر ممکن بود و نهایتا بعد از ۳ سال، یعنی ۳ سال قبل از پیروزی انقلاب از تمام مقامات و مزایایی که داشتم صرف نظر کردم و برای دومین بار استعفا دادم و وطن خود را ترک کردم، در زمان جلای وطن آرزو کردم که شاید در نبود من بیشتر به هنرستانها برسند. اما صد افسوس امروز وضعیت را بسیار نابسامان تر می بینم. امروز وقتی با خبر می شوم بسیاری از اساتید بزرگ موسیقی ایران با حقوق بازنشستگی خود هنوز در اداره زندگی معمولی خود هم با دشواری هایی دست به گریبان هستند، مایوس، غمگین و خجالت زده می شوم.
از طرفی مگر نه اینکه باید نتیجه داشتن یکصد سال هنرستان عالی موسیقی در حداقل ممکن داشتن ارکسترهای حرفه ای باشد؟ مگر نه اینکه نوازندگان این ارکسترها باید از دستمزد کافی برخوردار باشند و شانس این را داشته باشند با رهبران حرفه ای دنیا کار کنند؟ آیا شرایط ارکسترها در کشور همسایه ترکیه را دیده اید؟ این کشور ۲۲ ارکستر سمفونیک دولتی کاملا حرفه ای دارد. متاسفم که بگویم به علت عدم آشنایی مسئولین و رفاقت بازی های اطرافشان در کشور عزیز ما ایران، ما حتی یک ارکستر حرفه ای در سطح ۵۰ سال پیش خود ایران هم نداریم. به راستی چرا؟
با زحمات فراوان بی‌دریغ استادان با وجدان و دلسوز آن هم با دستمزدی ناچیز تعداد نوازندگان ایرانی بخصوص موسیقی سنتی از قبل از انقلاب نیز بسیار بالاتر رفته است ولی اغلب بیکارند. آیا از خود پرسیده اید چرا؟
پس قدمت ۱۰۰ ساله به درد چه میخورد وقتی در دنیا کشورهایی که قدمتشان به چند دهه هم نمی‌رسد نتیجه کارشان از ایران به مراتب بهتر است؟
با این اوصاف هیچ دلیلی برای جشن گرفتن پیدا نمی کنم».

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است