«تعارض» به خوبی با مخاطبش ارتباط برقرار می کند/ تلاقی روانشناسی و نمایش

فیلم ریستبه گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری صبا، جعفر گودرزی منتقد سینما در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری صبا قرار داده است، با نگاهی به فیلم «تعارض» ساخته محمدرضا لطفی به نقد و بررسی آن پرداخته است.

گودرزی نوشته است: «فيلمسازاني كه هميشه دنبال تجربه در فضاهای جديد هستند و از دريچه ای تازه مي خواهند به سينما بپردازند برايم ارزشمند و قابل احترام بوده اند. محمدرضا لطفي يكي از همين فيلمسازن است كه جسارتش در پرداختن به اين نوع فرم و قصه حائز اهميت است.

فيلم هر چند فيلم مخاطب عام نيست اما تلاش فيلمساز براي روايتي جديد، به درستي با مخاطب خاص خود ارتباط برقرار مي كند. فيلم قصه شخصيت اصلي خود را از طريق دوربين های مدار بسته روايت مي كند. فيلم ايده و موضوع جالب دارد و در اصل نقطه تلاقي روانشناسي و نمايش است. ريتم و ضرباهنگ فيلم آرام و كند است اما چون با ريتم دروني اثر سازگاری دارد آزارنده نيست.

در فيلم دوربين ها همه جا نظاره گر ما هستند؛ در محل كار، خيابان، فروشگاه و…و چيزی به نام حريم خصوصي باقي نمي گذارد. دوربين ها براي كاركتر اصلي تنها همدم هستند. رضا تنها و نااميد در برزخی آزاردهنده روزگار مي گذراند و فقط عشق او را از اين مخمصه خلاص مي كند و عشق تنها چيزی است كه در زندگي سرد و بي روح و سنگي و ماشيني مي تواند انگيزه بدهد و خون تازه ای در رگهای زندگي جاری كند و گاه آدم را به رقص هم وا مي دارد.

ذهن و دنيای روحي و ذهني آشفته رضا، مخاطب را چون دوربين مدار بسته ديگری مقابل رضا مي نشاند. در واقع مخاطب و پارتنر اصلي رضا ماييم. ما با دردها و آلام و او همراه مي شويم به برزخ و مسلخ برده مي شويم و با تمام وجود درك مي كنيم كه در اين دنيای پيچيده و عجيب و تاريك ، عشق راهگشاست. به راستي حقيقت چيست و كجاست؟حقيقت كدام دوربين است، كدام نظاره گر مي تواند عشق را به ما هديه كند؟

زندگي حقيقت است يا كابوس و رويا؟ كسي چه مي داند….

فيلمساز براي روايت قصه اش روايتي منقطع و بريده بريده را انتخاب مي كند ، همچون حال و روز كاراكتر اصلي اش. ويژگي فيلم اصلا همين رفت و برگشت ها و بي نظمي درعين منظم بودن است كه مفهوم تعارض و ناسازگاری را نمايان مي سازد.

مخاطب در پايان هر روايت ، بايد همه را ريست كند و از دريچه و زاويه ديگری قصه زندگي رضا را به نظاره بنشيند و اين گونه است كه كاراكتر اصلي در هر بخش خود را دوباره معرفي مي كند و..

فقط اي كاش نريشن از فيلم حذف مي شد تا همه چيز را فقط از دريچه دوربين ها حس و درك مي كرديم  و در پايان ، مرخصي گرفتن رضا از صاحب كارش از طريق دوربين مداربسته در نوع خود جذاب و جالب است.»

انتهای پیام/