بیوگرافی کامل نفیسه روشن +تصاویر

نفیسه روشن بازیگر سینما و تلویزیون، متولد 1361/2/13 در تهران می باشد.او فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. کار تئاتر را از کودکی در مدرسه شروع کرد و با بازی در نمایش به سوی سعادت از آموزش و پروش تقدیر نامه دریافت کرد. او بازیگری را به صورت حرفه ای با بازی در سریال روز های به یاد ماندنی به کارگردانی همایون شهنواز در سال 1381 شروع کرد، این سریال از شبکه یک صدا و سیما پخش شد. او مسیر بازیگر شدنش را چنین تشریح کرد: من در کلاس های آقای سمندریان شرکت کردم، همچنین چون برادرم کارگردان بود با معرفی کتاب های مختلف کمک بسیاری به من در راه بازیگر شدنم کرد، من همان اوایل در کلاس های سوارکاری و تیراندازی شرکت کردم چون دوست داشتم الفبای همه چیز را بدانم.

زندگی شخصی

خانم روشن اولین فرزند خانواده است، او دو برادر کوچک تر هم دارد که یکی از آنها کارگردان سینما است. نفیسه روشن می گوید من از همان کودکی به بازیگری علاقه مند بودم و خانواده ام زمانی که میخواستم بازیگر شوم نه تنها جلویم را نگرفتند بلکه مشوق من در این راه نیز بودند. خانم روشن در سال 1391 با آقایی به نام بهنام که خلبان بود ازدواج کرد ولی تا کنون بچه دار نشدند. از علایق او می توان به سوارکاری، تیراندازی، ماشین سواری، حیوانات اشاره کرد. او در رشته های تیراندازی و سوارکاری حرفه ای است، بعضی اوقات در زمان فراغت به پیست رالی سر میزند، مدتی هم فوتبال و تنیس روی میز بازی می کرده است. او جزو بازیگران نترس و شجاع سینمای ایران به حساب می آید، سلفی های زیادی با حیوانات اهلی و وحشی دارد، دلیل نترسیدن او از حیوانات به گفته خود او بر می گردد به زمان جنگ، آنها در زمان جنگ در بوشهر زندگی میکردند و او در آنجا حیواناتی مثل روباه، سمور، مار و... دیده است و حالا دیگر از حیوانات نمی ترسد. او علاوه بر بازیگری درصنعت مد نیز فعالیت دارد و با شرکت های بزرگی برای تبلیغات محصولاتشان همکاری دارد، پوزر لباس عروس، لوازم آرایشی، مانتو، شال و روسری می باشد. او درباره شخصیت خود می گوید من بسیار شیطون بودم و از دیوار راست بالا می رفتم، من شیطنت هایم پسرانه بود و جالب این است که من اسباب بازی هایم هم پسرانه بود، هر کس که من را می دید می گفت تو عین پسرها هستی راست هم می گفتند من واقعا شبیه پسرها بودم، یکی دیگر از صفات من در کودکی حیوان آزاریم بود مثلا گنجشک ها را با تیر کمان می زدم و یا سبیل گربه ها را با قیچی می بریدم چون یکبار یکی از آنها جوجه من را خورد، مادرم همیشه برای من جوجه می خرید و من طناب به گردن آنها می انداختم و به گردش می بردم. اخباری درباره طلاق آنها پخش شد که خانم روشن آن را تکذیب کرد و گفت من این موضوع را به صورت جدی از دستگاه های قضایی پیگیری خواهم کرد، طلاق برای زن بد نیست ولی من دوست ندارم کسی در زندگی شخصیم دخالت کند. یکی از آرزو های او گرفتن سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر است.

فعالیت حرفه ای

فعالیت های سینما و تلویزیون او عبارتند از: بازی در سریال های روزهای به یادماندنی به کارگردانی همایون شهنواز (1381)، تب سرد به کارگردانی علیرضا افخمی (1382)، کمکم کن به کارگردانی قاسم جعفری (1383)، روزگار قریب به کارگردانی کیانوش عیاری (1383)، خوش رکاب به کارگردانی علی شاه حاتمی (1384)، باران بهاری به کارگردانی مسعود رشیدی (1384)، کلانتر به کارگردانی محسن شاه محمدی (1384)، سال های برف و بنفشه به کارگردانی سعید سلطانی (1385)، اغما به کارگردانی سیروس مقدم (1386)، مثل هیچکس به کارگردانی عبدالحسن برزیده (1387)، ماه عسل شاهد احمدلو (1388)، ساختمان 85 به کارگردانی مهدی فخیم زاده (1389)، دار و ندار به کارگردانی مسعود ده نمکی (1389)، پنج کیلومتر تا بهشت به کارگردانی علیرضا افخمی (1390)، زمانی برای عاشقی به کارگردانی محمد حسین لطیفی (1392)، برابر با اصل به کارگردانی جلال الدین دری (1393) و بازی در فیلم های شاخه گلی برای عروس به کارگردانی قدرت الله صلح میرزایی (1383)، آوای زمین به کارگردانی مهرداد خوشبخت (1384)، مسافر به کارگردانی محمد دستگردی (1384)، مادر زن سلام به کارگردانی خسرو ملکان (1385)، ماموریت بهار به کارگردانی حسن لفافیان (1386)، چند متر آن طرف تر به کارگردانی فریدون فرهودی (1386)، این پرونده مختومه نیست به کارگردانی مهرداد خوشبخت (1386)، کابوس به کارگردانی سیروس مقدم (1387)، پیوند به کارگردانی سعید عالم زاده (1387)، سرگرد به کارگردانی کاظم معصومی (1387)، یازده و هفت دقیقه به کارگردانی رضا حسنی (1388)، ول کن دستمو به کارگردانی مجتبی چراغعلی(1388)،انسان ها به کارگردانی محسن توکلی (1389)، چک کاظم راست گفتار (1390). فعالیت های او در شبکه خانگی عبارتند از: نفر دهم به کارگردانی محمد جواد کاسه ساز (1388)، الم شنگه به کارگردانی حسن قناعت (1389)، اقای زرنگ به کارگردانی اکبر صادقی (1389)، کات کلانتری به کارگردانی علی میری رامشه (1390)، تهران دربست به کارگردانی سپهر محمدی (1394)، مانکن به کارگردانی حسین سهیلی زاده (1398).


مصاحبه های خانوم روشن

خانم روشن درباره اینکه چرا رشته تحصیلی اش را ادامه نداد گفت: من از کودکی  عاشق بازیگری بودم ولی پدرم همیشه می گفت مثل دکتر اصفهانی باش او یک دکتر یک خواننده خوب است، تو هم می توانی هم یک بازیگر خوب و هم یک وکیل خوب باشی چون اگر در بازیگری به مشکل برخوردی تحصیلات آکادمیک یک شغل دیگری را بلد باشی که بتوانی از آن کسب درآمد کنی.

او درباره شغل همسرش و سختی های که دارد می گوید:در بعضی از  لحظه هایی که دوست دارم کنارم باشد نیست مثل همین عید امسال که من سفره هفت سین را با کلی وسواس چیده بودم ولی او کنارم نبود، اگر از او هم بپرسی او هم همین جواب را خواهد داد که زمانی که من هستم خانم نیست و زمانی که خانم هست من نیستم، داستان زندگی ما داستان یکی بود یکی نبود اول قصه ها است ولی به خاطر عشق و علاقه ای که به هم داریم با این سختی ها و مشکلات کنار هم زندگی می کنیم و به هم دیگر آرامش می دهیم.

او درباره بچه دار نشدنش گفت:

در این مدت اصلا به بچه دار شدن فکر نمی کردیم، من در این مدت هر کاری را که دوست داشتم انجام بدهم انجام دادم و همسرم همیشه مشوقم بود.

او درباره باند بازی در سینما و تلویزیون گفت:

من برای بازی در نقش اول دو تا فیلم قرار داد بستم ولی بعد از مدتی متوجه شدم که من از آن فیلم حذف شده ام، بعد ها فهمیدم که یک خانم نقش من را چند صد میلیون تومان خریده است.

انتهای پیام/

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است