امروز ۷ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۰۲

در سینمای مستند دست فیلمساز باز نیست

آرش لاهوتی کارگردان مستند " راننده و روباه" با اشاره به تعریف سینمای مستند می گوید:در سینمای مستند دست فیلمساز باز نیست و باید واقعیت موجود را دراماتیزه وبه صورت خلاقانه آن را بیان کنیم.
مستند «راننده و روباه» از هر جهت، اثر موفقی بوده است؛ هم در اکران عمومی گروه هنر‌و‌تجربه با اقبال مخاطب مواجه شده، هم توجه منتقدان را جلب کرده و هم‏چنان‏ که کارگردانش به ما می‏ گوید در بیش از ۴۰ فستیوال جهانی فیلم شرکت کرده و به طور میانگین از هر سه فستیوال یک جایزه برده است.
 آرش لاهوتى، ۳۴ ساله است و فارغ‏ التحصیل کارشناسی رشته فیلم سازى با گرایش تدوین فیلم. آخرین مستند بلند او، «راننده و روباه» را اثری فرامستند دانسته‏ اند. با لاهوتی درباره باورهایش در جهان مستندسازی، نسبت گروه سینمای هنر‌و‌تجربه با فیلم ‏های مستند و.‌.‌. گفت‏ وگو کردیم.
«راننده و روباه»، یکی از مستندهای پرمخاطب در اکران گروه هنر‌و‌تجربه بوده؛ به‌ نظرتان این گروه، چقدر توانسته به بهتر و بیشتر دیده‏ شدن فیلم‏ های مستند کمک کند؟
به‌نظرم اتفاق خوبی افتاده است. تا پیش از این، رسم بر این بود فیلم‏های مستند، به اکران‏ های جشنواره‏ ها محدود می‌شد و تنها چند مستند در یک دهه اخیر، فرصت اکران عمومی پیدا کرده‏ اند و این مجال کمتر برای همه مستندها مهیا بوده. اما با شکل‏ گیری این گروه، این بستر مهیا شد و جریان مثبتی به راه افتاد. البته طبیعی است اگر سانس‏ هایی بهتر و بیشتر به فیلم‏های مستند اختصاص یابد، نتیجه بهتری حاصل خواهد شد.
واکنش‏ها نسبت به فیلم شما چطور بوده؟ چه در جشنواره ‏های خارجی، چه نزد منتقدان و چه در اکران این روزها. 
این فیلم در کشورهای بسیاری اکران شده است. در بخش مسابقه حدود چهل فستیوال جهانی حضور داشته و به‌طور میانگین از هر سه جشنواره، یک جایزه کسب کرده. در ایران هم نظر مخاطبان مثبت بوده است. اما فکر می‏کنم منتقدان باید همسان با فیلم‏های داستانی به فیلم‏ های مستند هم بپردازند، چرا که عرصه مستند نشان داده لیاقت بیشتری برای نقد و تحلیل دارد.
برخی منتقدان، «راننده و روباه» را اثری فرامستند عنوان کرده ‏اند. اساسا چه تعریفی از یک مستند دارید؟ بازنمایی واقعیت؟ بازسازی واقعیت؟ تفسیر خلاقانه واقعیت یا؟
به‌نظرم یک فیلم مستند، بیان خلاقانه واقعیت است. این درحالی است که متاسفانه جریان سینمای مستند در ایران، هر نوع ساختارشکنی را نمی‏ پذیرد درصورتیکه اگر قرار باشد مستندهای ما، جهانی شوند باید به سوی بیان خلاقانه و ساختارشکنانه حرکت کنند. مدت‏هاست گمان می‌کنیم در سینمای ایران برای ساخت یک مستند، صرفا باید دوربین برداریم و فیلم بگیریم و در نهایت سر میز تدوین همه‌چیز سر‌و‌سامان داده می‌شود، در‌صورتیکه سینمای روز دنیا اصلا به این شکل نیست و مستندها بر پایه فیلم نامه‏ هایی دقیق، ساخته می‌شوند. حتی در مستند حیات وحش هم، دیگر مثل سابق به استقبال اتفاق نمی‌روند. مثلا در دل آفریقا این‏طور نیست که یک هفته صبر کنند که مثلا یک شیر گرسنه شود و سراغ شکار برود، بلکه پیش از آغاز تصویربرداری با تحقیق مناسب و اصولی، نقشه راهی تعیین می‌کنند.
بین فیلم‏ هایی که هم‏ اکنون در گروه هنر‌و‌تجربه در حال اکران‏ اند، فیلم شما در کنار «من می‏خوام شاه بشم» و «آتلان» به سینمای مستند‌‏ و داستانی گرایش دارد. اصولا چه مرزی میان سینمای مستند و داستانی قائل هستید؟ 
البته باید اشاره کنم فیلم من، دو سال زودتر از این فیلم ‏ها ساخته شد. به نظرم، مهم‏ترین تفاوت این است که در سینمای مستند، واقعیت موجود را باید دراماتیزه کرد درصورتیکه در سینمای داستانی اساس کار با تخیل انجام می‏ پذیرد. در سینمای مستند، دست فیلمساز باز نیست و او مثلا نمی‏تواند به واقعیت بنیادین فیلم، چیزی به دروغ اضافه کند اما این محدودیت در سینمای داستانی وجود ندارد.
تمایز مهم سه مستندی را که به آنها اشاره کردم، می‏توان در راهکارهایی جست‏ وجو کرد که این سه برای پرداخت سوژه به خدمت گرفته‏ اند. مثلا کلیشه ساخت یک مستند پرتره همواره روایتی مصاحبه ‏محور است به این صورت که در کنار شخصیت‏ اصلی، دوستان و آشنایان درباره سوژه صحبت کنند. در صورتی که در فیلم‏ های فوق، سعی شده از این راهکار دم‌دستی پرهیز شود.‌
همیشه برای من آدم‏ها هستند که جذابند و فیلم‏ های من راجع به آدم‏ها است. اگر بخواهید درباره یک کاراکتر زنده فیلم بسازید که بالفعل جذاب است، چاره ‏ای ندارید که پیش‏ تولیدی طولانی ‏مدت گاه با دوربین و گاه بدون دوربین داشته باشید و پروسه اعتمادسازی را طی کنید تا کم‏کم دوربین مقابل چشم‏ های شخصیت قهرمان فیلم، کمرنگ شود. این پیش‏ تولید و مراحل اعتمادسازی، کمک می‌کند با نکات ریز و درشت و پیدا و پنهان قهرمان آشنا شوید و از این کلیشه‏ ها دوری کنید. درواقع این پروسه به تحقیقاتی منجر می‌شود که نه صرفا در حد تحقیقات محدود و چندصدصفحه ‏ای، بلکه تحقیقاتی لازم و به‏ اندازه و در خدمت بیان خلاقانه زندگی فردی و اجتماعی سوژه است.
محسن جعفری‏‌راد

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است