امروز ۱۴ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۰۸

چقدر هزینه کنیم تا یک خواننده معروف شویم

هر از گاهی تب یک کار در جامعه بالا می¬رود و بیشتر جوانان و بعضا افراد میانسال دوست دارند شانس¬شان را در آن مورد بیازمایند. کارهایی که غالبا پر هزینه است و راه بیشترشان هم به گرایش¬های هنری ختم می¬شود. در دوره¬ای تب بازیگری کشور را فراگرفت و تمامی رده¬های سنی از مرد و زن تلاش ¬کردند به هر نحوی شده جلوی دوربین بروند و در این میان طبق عادت مرسوم آنهایی که پدر پولدارتری داشتند با صرف هزینه در کلاس¬های بازیگری و در مرحله بعد، تامین بخشی از تولید فیلم¬ها و سریال¬ها خود را جلوی دوربین رساندند.

البته که این تب همچنان وجود دارد، اما به نسبت سال­های پیش فروکش کرده چون آنهایی که در طبقه متوسط و پایین­تر از این طبقه هستند، پذیرفته­اند که شانس چندانی برای پیروزی در این رقابت نابرابر ندارند. اما گرایش هنری دیگری که در جامعه دیده می­شود و گذر زمان نتوانسته از تعداد متقاضیان آن کم کند، علاقه افراد به خوانندگی است. از آنجایی که با صرف هزینه در مقیاس­های گوناگون می­توان یک قطعه موسیقی ساخت و حداقل روی سایت­های مختلف قرار دارد، هنوز تعداد متقاضیان خوانندگی زیاد است و همچنان هم بیشتر می­شود. حال با این موضوع کاری نداریم که چه تعداد از این خوانندگان صدای خوش دارند و چه جمعیت چشمگیری از آنها به یاری دستگاه­های کامپیوتری و با تغییر صدا این شانس را پیدا می­کنند که شنیدن آهنگ­هایشان هر چند کوتاه مدت، قابل تحمل شود. اما آنچه در این گزارش مد نظر ما قرار دارد این است که باتوجه به بالا بودن تب خوانندگی – در میان پسرانی که غالبا از طبقه متوسط جامعه و قشر مرفه هستند- یک نفر چقدر باید هزینه کند تا بتواند تبدیل به یک خواننده معروف شود. برای رسیدن به اطلاعات موثق در این زمینه سراغ فرزاد فتاحی، آهنگساز، خواننده، ترانه سرا و مدرس موسیقی در مجمتع فنی تهران رفتیم و به بررسی جنبه­های مختلف این اتفاق پرداختیم.

چطور می­توان وارد وادی خوانندگی شد

این روزها راه برای حضور در عرصه خوانندگی برای آنها که دست­شان به دهان­شان می­رسد باز است . مساله مهم تداوم و پیشرفت است که برای همه­شان میسر نیست. چون از نظر فنی اغلب خوانندگان چه حرفه­ای و چه
آماتور
بدون داشتن دانش کافی و تنها با تکیه بر روابط یا پشتوانه مالی این مسیر را طی می­کنند. گهگاه خواننده­ای با یک تراک گل می­کند اما در ادامه راه تا مدت­ها اثر چشمگیری از خود ارایه نمی­دهد. در واقع این
فقط و فقط یک اتفاق است و تنها اگر به شکل
پیاپی تکرار شود می­توان آن را موفقیت دانست .خوانندگانی که با تکیه بر توانایی مالی خواننده می شوند را می­توان به دو دسته تقسیم کرد :اول آنهایی که تنها آرزوی رسیدن به شهرت و دیده شدن دارند .دوم کسانی که به چشم بازار سرمایه گذاری به موسیقی نگاه می­کنند. یعنی در ازای مبالغی که در مارکت موسیقی هزینه کرده­اند، هم انتظار برگشت مالی و هم انتظار سود دهی دارند. مثلا اگر کارشان بگیرد می­توانند
با برگزاری کنسرت، فروش آلبوم و
اجراهای سازمانی و … اصطلاحا پولی به جیب بزنند .

برای ساخت یک قطعه موسیقی چقدر باید هزینه کنیم

اول به این نکته اشاره کنم که دستمزدی که آهنگساز، ترانه سرا، تنظیم کننده، نوازنده و… دریافت می­کنند هزینه تولید است و این هزینه­ها ارتباطی با هزینه­های تبلیغاتی و جانبی ندارد. دستمزد آهنگساز و دیگر عوامل تولید را هم در درجه اول خود هنرمند و سپس سابقه­ی هنری و حرفه­ای او تعیین می­کند. مانند یک نقاش که روی تابلوی خود می­تواند هر قیمتی بگذارد، حالا یا فروش می­رود یا نمی رود. اما اگر بخواهم آمار تقریبی در این زمینه بدهم باید بگویم که به طور مثال: دستمزد ترانه سرا از ۱۰۰ هزار تومان تا ۵ میلیون تومان است. دستمزد آهنگسازى و تنظیم در مجموع از ۵۰۰ هزار تومان تا ۱۵ میلیون تومان است. هزینه استودیو به طور متوسط ساعتى ۵۰ هزار تومان و دستمزد نوازنده حرفه­اى به طور متوسط ۳۵۰ هزار تومان است.

چقدر از خوانندگان حمایت می­شود

سوال جالبی پرسیدید. اتفاقا بعضی وقت­ها از ما می­پرسند: چرا دست خوانندگان خوش صدا را نمی­گیرید؟ من هم می­گویم: چه کسی دست ما را می­گیرد؟ من به عنوان آهنگساز یک توانی دارم و شاید بتوانم به یکی، دو نفر کمک کنم اما کوه را که نمی­توانمجابه جا کنم!  پشتیبانی از هنرمندان تازه وارد فقط وظیفه ما نیست. باید کلان­تر به این قضیه نگاه کرد. وقتی که نه حمایتی از سمت دولت صورت می­گیرد، نه بخش خصوصی نتیجه­اش همین می­شود که می­بینید. همه جای دنیا موسیقی علاوه بر هنر یک صنعت بسیار درآمدزاست و اینجا یک بازار محلی کساد، یعنی بی­هنران خواننده می­شوند و هنرمندان خانه نشین. واقعا برای ما هم سوال است که چرا کسی حامی مالی خوانندگان گمنامی که خوب می­خوانند نمی­شود؟ آقایانی که میلیارد میلیارد خرج خیریه می­کنند که پولشویی کنند چرا یک بار پول­شان را در هنر نمی­شویند!؟ البته در این مورد مردم هم کم مقصر نیستند. وقتی یک قطعه موسیقی درجه سه با صدای گوشخراش خواننده­اش که انگار در لوله بخاری می­خواند اینقدر مورد اقبال عمومی قرا می­گیرد کار به جایی می­رسد که هرکسی از راه می­رسد یک پولی می­دهد و یک آوازی هم می­خواند ! مردم هستند که باید به جامعه هنری خط بدهند و در نهایت مردم­اند که خواننده را به شهرت مى­رسانند. گاهى با یک قطعه که با کمترین امکانات در خانه ضبط شده مى­توان به شهرت رسید و گاهى با یک آلبوم که با بزرگان موسیقى کار شده آب
از آب تکان
نمى­خورد. در کل فرمول مشخصى براى رسیدن به شهرت وجود ندارد. البته جلب نظر شنونده عام و تبلیغات همیشه موثر است. همچنین در مورد گروه سنی جوانانی که به این کار روی می­آورند باید گفت که بیشتر آنها از ۲۰ سال به و از قشر متوسط یا رو به بالای جامعه هستند.

هزینه تبلیغات در رسانه ها

سال­هاست براى آلبوم­هاى پاپ به معناى واقعى چیزى به عنوان تبلیغ در رسانه هاى مجاز (تصویرى و شنیدارى) وجود ندارد. مگر معدودى از نشریات که تعرفه­هاى رایج چاپ آگهى را دارند. تبلیغات به صورت تیزر و کلیپ در سینماى خانگى هم چندان مؤثر نیست. متاسفانه تجربه نشان مى­دهد که پخش ویدیو و موسیقى به شکل غیرمجاز بسیار تاثیرگذارتر است.

۶۰ میلیون تومان هزینه حضور در تلویزیون

گاهی خوانندگان نوپا برای مطرح شدن ترجیح می­دهند صدایشان در کنارخواننده­ای شناخته شده­تر شنیده شود که معمولا هم خواننده­هاى معروف نمی­پذیرند. اما اگر هم قبول کنند، براى اجراهاى دو صدایى رقم مشخص و ثابتى وجود ندارد. اصطلاحا هر کى هر چقدر تیغش ببره همچنین این خوانندگان نوپا بعضی مواقع ترجیح می­دهند درتلویزیون هم بخت خود را امتحان کنند. اگر مسیر قانونى و شرافتمندانه ورود به تلویزیون را در نظر نگیریم، راه­هاى مختلفى پیش روى خواننده است. بعضى خواننده­ها دستمزد نمى­گیرند و هزینه تولید
را هم از
جیب­شان مى­دهند. بعضى دیگر از طریق ارتباطات قوى با عوامل برنامه ورود مى­کنند. عده­اى دیگر هم علاوه بر به عهده گرفتن هزینه تولید، اصطلاحا شیرینى هم مى­دهند. آخرین رقم پیشنهادى براى فروش (نه خرید!) تیتراژ از سمت عوامل برنامه به خواننده (که به گوش من رسیده) معادل ۶۰ میلیون تومان بوده البته براى اجراى تیتراژ پایانى یک سریال طنز نود قسمتى.

رسیدن به شهرت با استفاده از حاشیه سازی و اخبار زرد

عده­ای به ساخت و پخش کلیپ غیر مجاز روی می­آورند که اتفاقا بسیارهم موثر است چون کار در تیراژ بسیار بالا دیده مى­شود و مردم بابت تماشاى آن هزینه­اى نمى کنند. ضمن اینکه علاوه بر جذابیت­هاى شنیدارى، از گیرایى بصرى هم براى جلب مخاطب بهره مى­گیرند. ویدیو مى­تواند میانبرى باشد براى آنکه یک شبه ره صد ساله طى شود . اگر روزی هم قرار باشد به بازار مجاز باز گردند باز هم موانعی پیش روست که البته آنها هم قابل حل است. مثل پرداخت هزینه دریافت مجوز، شعر و موسیقى و حتى خود خواننده، به دلالان موسیقى و بعضى
شرکت ها و
حاشیه سازی و اخبار زرد هم می­تواند موثر باشد .همچنین در این میان نقش شبکه­های اجتماعی را هم نباید نادیده گرفت. خواسته یا ناخواسته، امروز وابستگی به رسانه­های دولتی بسیار کمتر از گذشته است . دنیای
مجازی برای هر شخص حقیقی
فرصتی ایجاد می­کند که تریبون مخصوص به خود را در اختیار داشته باشد و بدون ممیزی آثار و افکار خود را به اشتراک بگذارد که دست بر قضا اغلب مورد توجه عموم هم قرار می­گیرد .حال و هوای جامعه هم نقشی اساسی دارد. گاهی حرکت در خلاف جهت آب جواب می­دهد و گاهی بالعکس. آنها که تغییرات جامعه را به موقع در می­یابد معمولا اقبال بیشتری برای پیشرفت دارند .گاهی رجوع به سنت­ها و امروزی کردن آنها ایجاد جذابیت می­کند. مثلا در ماه­های
اخیر موسیقی تلفیقی بسیار مورد
توجه قرار گرفته است و پیرو آن اخیرا گروه­ها و افراد بیشتری هستند که از این فرصت استفاده می­کنند و این ژانر را ارائه می­دهند .گذشته از اینها باید گفت خواننده­ای که تمامی عوامل شنیده شدن را در اختیار داشته باشد ناگزیر به شهرت خواهد رسید. گاهی سیاست­های اشتباه نتیجه عکس می­دهد. مثلا ممنوع فعالیت کردن هنرمندان اغلب باعث بیشتر شناخته شدن آنها شده و حتی گاهی
در مارکت کوچک موسیقی ما اعتبار
بیشتری برای فرد به ارمغان می­آورد. مثال بارز آن زنده یاد پاشایی است که بدون استفاده کردن از راه­های غیر اخلاقی به شهرت رسید. ممنوع فعالیت بودن، اجرای تیتراژ یکی از پر بیننده­ترین برنامه­های تلویزیون(ماه عسل ، استفاده از زبان مردم کوچه و بازار در بخش ترانه، تولید و اجرای موسیقی ساده فهم، روان و نه چندان تکنیکی، اخبار و تبلیغات فردی و رسانه ای از داخل و خارج به صورت همزمان و صد البته حمایت احساسی بر حق مردم که همیشه برگ برنده است و حرف آخر را می­زند، مرحوم پاشایی را به چنان شهرتی رساند که برای هیچ کس قابل پیش بینی نبود .

مایا شرفی

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


    جدول فروش فیلم ها

    عنوان
    فروش (تومان)
    • مطرب
      ۳۸٬۵۴۳٬۸۹۱٬۰۰۰
    • چشم و گوش بسته
      ۱۲٬۸۳۴٬۱۱۵٬۰۰۰
    • بی وزنی
      ۳۱٬۵۵۲٬۰۰۰
    • نرگس مست
      ۳۶٬۶۲۲٬۰۰۰
    • دوئت
      ۶۸٬۷۰۷٬۰۰۰
    • عطر داغ
      ۹٬۱۳۸٬۰۰۰
    • امیر
      ۱۳۰٬۹۶۴٬۰۰۰
    • جهان با من برقص
      ۶٬۷۴۸٬۶۳۶٬۰۰۰
    • خوب، بد، جلف 2
      ۱٬۴۷۶٬۲۶۴٬۰۰۰
    • چهل و هفت
      ۵٬۱۱۱٬۰۰۰
    • سونامی
      ۳۶۵٬۵۴۴٬۰۰۰
    • آشفته گی
      ۵۹۵٬۴۵۶٬۰۰۰