امروز ۱۱ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۰۵:۲۳

جشنواره فیلم کودک بهانه‏‌ای برای نمایش فیلم‌های سفارشی

اما در حال حاضر جشنواره فیلم کودک در کشور ما بهانه‏ ای برای نمایش فیلم‌های سفارشی شده است.

برگزاری جشنواره کودک چه لزومی دارد؟

بزرگترین و معتبرترین گردهمایی با محوریت سینمای کودک و نوجوان در جهان، جشنواره فیلم «جیفونی» است. این جشنواره هر سال در دهکده کوچکی به نام «جیفونی واله پیانا» در نزدیکی سالرنو در جنوب ایتالیا برگزار می‌شود. جشنواره دیگری هم در کشور هندوستان است که با هدف پرداختن به آثار کودکان و نوجوانان فعالیت می‌کند. وقتی دست‏اندرکاران سینمای یک کشور، جشنواره‌ای را با موضوعی مشخص راه‌اندازی می‌کنند یعنی آن موضوع آنقدر برایشان اهمیت دارد که تصمیم گرفته ‏اند به طور خاص به آن بپردازند. اما در حال حاضر جشنواره فیلم کودک در کشور ما بهانه‏ ای برای نمایش فیلم‌های سفارشی شده است.

این جشنواره زیر نظر «بنیاد سینمایی فارابی» برگزار می‌شود و هر سال هم چند ماه مانده به برگزاری، کودک‏سازان مشهور و باتجربه‏ای مثل غلامرضا رمضانی، مسعود کرامتی، سیروس حسن‏پور، وحید نیکخواه‏آزاد و .‌.‌. به سفارش این بنیاد دولتی فیلم‌هایی درباره کودکان می‌سازند. فیلم‌هایی که با کلی سروصدا در جشنواره نمایش داده می‌شوند و همواره شانس دریافت جوایز اصلی و فرعی هستند، اما بعد دیگر خبری از اکران عمومی‌ این آثار نمی‌شود. مثلا فیلم اپیزودیک «گنجشکک اشی‌مشی» که در بیست‌‌و‌هفتمین دوره جشنواره کودک جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد هنوز در وضعیتی نامشخص برای اکران به سر می‌برد و به گفته مسعود کرامتی (یکی از کارگردان‌های فیلم): «هیچ خبری از اکران آن نیست.‌.‌. هیچ».  از طرفی سفارشی بودن این فیلم‌ها و زمان اندکی که برای تولید آنها صرف می‌شود باعث شده کیفیت این آثار دائما تحلیل رود. سوالاتی که اینجا پیش می‌آید این است که آیابرگزاری جشنواره‌ای که هر سال هزینه و حواشی خبری زیادی دارد در حالیکه هیچ سودی عاید سینمای کشور نمی‌کند، لزومی دارد یا آنکه صرفا از روی عادت به حیات خود ادامه می‏دهد؟ آیا با وفور انیمیشن‌های بلند خارجی باکیفیت که در دسترس همگان قرار دارد، کودکان و نوجوانان این دوره و زمانه حاضر می‌شوند وقت‌شان را برای تماشای آثار کم‌کیفیت «جشنواره کودک و نوجوان» بگذارند؟

ابوالحسن داودی که با فیلم سینمایی «ایلیا، نقاش جوان» دیپلم افتخار بهترین فیلم هشتمین دوره جشنواره فیلم ‌کودک را دریافت کرده است مشکل اصلی را جای دیگری می‏داند: «فکر می‏کنم مشکل اساسی در مظروف است، نه ظرف. ما در تولید فیلم‏های
خوب برای کودک و نوجوان مشکل داریم. در حال حاضر چنته سینمای کودک خالی است، نه به این منظور که تعداد فیلم‏های ساخته‌شده در این حوزه کم است که حتی ممکن است فیلم‏های ساخته شده در این زمینه از محدوده‏ای که برای نمایش این آثار در نظر گرفته شده خیلی هم بیشتر باشد.

ولی به نظر می‏رسد این فیلم‏ ها دیگر نمی‏توانند با موفقیت عمل کنند و ارتباطشان را با تماشاگران کودک و نوجوان تا میزان زیادی از دست داده‏اند. ما غیر از چند مورد مانند «شهر موش‏ها ۲» و «کلاه قرمزی» ‌دیگر نمی‏ توانیم نمونه حرفه‏ای مناسبی
را در سینمای کشورمان در چند سال اخیر پیدا کنیم. اگر قرار باشد همین سینما هم تبدیل به دو بخش جداگانه شود نمی‏دانم چه کمکی به شرایط حاضر می‌کند. یک وقت ممکن است ما فیلم‏های موفق در سطح بین‏الملل را در این جشنواره به نمایش بگذاریم که این نکته می‏تواند به تنهایی دارای ارزش باشد، اما اگر قرار باشد صرفا به تولیدات داخلی اکتفا کنیم باید بدانیم این آثار حداقل سه تا چهار سال نیازمند یک برنامه‏ریزی درست در فضایی مناسب هستند. این موضوع نیاز به خانه‏تکانی اساسی در سینمای حال حاضر ما دارد تا بتواند دوباره به آن هویت قبلی‏اش برگردد. مساله‏ مهمی که متاسفانه این روزها به فراموشی سپرده شده این است که کودکان و نوجوانان امروز با کودکان و نوجوانان دو دهه پیش، زمین تا آسمان فرق کرده‏اند. امروزه بیشتر تولیدات سینمایی ما در این حوزه به سفارش ارگان‏هایی مثل «بنیاد سینمایی فارابی» تولید می‌شوند و پس از نمایش فیلم در جشنواره، هیچ‌کس از سرنوشت فیلم مطلع نمی‌شود. این نوع کارهای سفارشی از دل فیلمساز درنیامده است و فقط به او سفارش داده شده چنین فیلمی بسازد. بدیهی است بسیار کم پیش می‏آید فیلم‏ساز بتواند از چنین فیلمی یک اثر دوست‌داشتنیِ از دل برآمده بیرون بکشد. ضرورت ساخت یک فیلم باید از ارتباط با مخاطب به وجود بیاید. نمی‏دانم اینکه بخواهیم با تولید یک سری آثار سفارشی صرفا یک جشنواره برگزار کنیم چقدر می‏تواند کمک‏کننده باشد. شاید تنها نتیجه این باشد که در ایام برگزاری چنین جشنواره‏هایی یک‌سری کارمند، مسئول، مدیر و .‌.‌. مدتی در کنار هم سرگرم‌اند.»

فرزاد اژدری، فیلم‏ساز جوان و تازه‏کار سینما، جزو آنهایی است که علاوه بر فیلم‏سازی برای کودکان، سعی دارد قصه‏هایی متناسب با ذائقه امروز آنها بسازد. او البته در کارش هم نسبتا موفق بود و یکی دو فیلمی که ساخت با استقبال بچه‏ها مواجه شد. در پیشینه او قبل از فیلم‏سازی، همکاری با «بنیاد سینمایی فارابی» دیده می‌شود اما این ارتباط باعث نشد فیلم‏هایش رنگ‌و‌بوی سفارشی به خود بگیرد و چیزی شبیه رفع‌تکلیف شود. اژدری اما بر خلاف داودی برگزاری جشنواره کودک را اتفاقی مفید می‌داند: «برگزاری جشنواره فی‌نفسه بد نیست و این رویداد باعث دیده شدن آثار هنرمندان می‌شود. ولی اینکه زلف جشنواره به تولید فیلم گره بخورد غلط است!»
کارگردان فیلم سینمایی «عملیات مهدکودک» که برای نگارش فیلم‏نامه «سلام بر فرشتگان» پروانه زرین بهترین فیلم‏نامه
بیست‌و‌پنجمین «جشنواره کودک» را دریافت کرد نسبت به آثار حاضر در جشنواره امسال نگاهی خوش‌بینانه دارد: «ما نباید فیلم بسازیم برای آنکه در یک جشنواره شرکت کند و بعد در گوشه‌ای خاک بخورد. برای کشوری که طبق آمار حدود ۱۲ میلیون دانش‌آموز دارد خیلی بد است که ما فقط و فقط در دقیقه نود به فکر تولید فیلمی برای کودک و نوجوان باشیم. البته من شاهد هستم که امسال بیشتر فیلم‌های حاضر در جشنواره از قبل تولید شده‌اند و رویکرد سفارشی بودن در آنها وجود ندارد.»

به این ترتیب نقطه مشترک دیدگاه کارگردان باتجربه‏ای مثل داودی و فیلم‏ساز جوانی همچون اژدری، نقد سیاست تولید فیلم‏های سفارشی از سوی نهادهای دولتی است. ضمن آنکه در هر دو دیدگاه مخالف و موافق، برگزاری جشنواره به هر قیمت نیز اقدام جالبی ارزیابی نشده و زمانی می‏توانیم سرمان را بالا بگیریم و به داشتن جشنواره‏ای مستقل و باهویت افتخار کنیم که از حیث کمیت و کیفیت، اولا تعداد فیلم‏های تولیدی در سال به حدی باشد که ضرورت برگزاری چنین رویدادی را توجیه کند و ثانیا ارزش آثار ساخته‌شده در ادامه مسیر رشد این سینما باشد.

بی‌نظمی در برگزاری جشنواره

اعتبار یک جشنواره به ثبات مکان و زمان برگزاری آن است. و می‌توان به جشنواره‌های مطرحی مثل «کن»، «برلین» یا «ونیز» استناد کرد که در شهرهایی به همین  نام برگزار می‌شود. اما جشنواره کودک از اولین دوره تا بیست‌وهفتمین دوره برگزاری‏اش ۱۵ بار در اصفهان، شش بار در تهران، چهار بار در همدان و یک دوره در کرمان برگزار شده است! تغییرات این جشنواره فقط محدود به تغییر و جابه‌جایی مکان آن نبود بلکه زمان برگزاری‌اش هم تابع سیاست‏های «بنیاد سینمایی فارابی» بود و هر مدیری در هر زمانی که دلش می‏خواست دستور برگزاری این جشنواره را صادر می‏کرد. تاکنون ۱۳ دوره جشنواره کودک در مهرماه، شش دوره در بهمن‌ماه، سه دوره در آبان‌ماه، یک دوره در اردیبهشت، یک دوره در تیرماه، یک دوره در مردادماه و یک بار هم در شهریور برگزار شده است!

مسعود کرامتی، کارگردان «پاتال و آرزوهای کوچک» و بازیگر شناخته‏شده سینمای ایران از رکوردداران دریافت تندیس در جشنواره کودک است. او علت اصلی بی‌نظمی در برگزاری جشنواره را تغییرات پی‏‌درپی سیاست‏های مدیران دولتی می‌داند: «قطعا هیچکس دلش نمی‌خواهد این اتفاق برای جشنواره بیفتد. جشنواره کودک از طرف «بنیاد سینمایی فارابی» حمایت می‌شود اما برای برگزاری آن رضایت شهرداری و استانداری شهر میزبان هم شرط است. به همین دلیل، این موضوع در اراده یک گروه خاص نیست. هر بار که مدیریت فارابی تغییر می‌کند، مدیر جدید سیاست تازه‌ای با خود می‌آورد. هر بار مدیریت استان‌ها و شهرها عوض می‌شود، برگزاری یا عدم برگزاری جشنواره در آن شهر موضوع تازه‌ای می‌شود برای مناقشه. همه این‌ موارد باعث بی‌نظمی در برگزاری جشنواره می‌شود.»

فرشته طائرپور، تهیه‌کننده «مدرسه پیرمردها»، یکی از تاثیرگذارترین افراد تصمیم‏گیرنده و باسابقه در خصوص سینمای کودک، بی‌نظمی در برگزاری جشنواره را یک موضوع کاملا عادی می‌داند: «الزاما اینطور نیست که یک جشنواره همیشه در یک مکان و زمان واحد برگزار شود. من چند جشنواره در ایتالیا می‌شناسم که هم شهر و هم زمان برگزاری‌شان را تغییر دادند. هیچ‌کس هم نگفته چرا این اتفاق افتاده است.» طائرپور که چندان علاقه‏ای به ادامه این گفت‏وگو نداشت بدون آنکه اشاره‏ای به نام جشنواره‏های موردنظرش بکند، طرح بحث‏هایی از این دست را بی‏دلیل و بیهوده دانست.

محمد‌علی طالبی را با عناوین بسیار می‏شناسیم. او بی‏تردید یکی از چهره‏های ماندگار این حوزه است و در سال‏های رونق این سینما، با شناخت از روحیه کودکان‌ونوجوانان فیلم‏هایی می‏ساخت متناسب با ذائقه آنها. نام او در کنار مرضیه برومند، به عنوان
دو کارگردان فیلم بسیار پرفروش «شهر موش‏ها» آمد و پس از آن نیز کار در این نوع فیلم‏ها را ادامه داد. طالبی تاکنون با
فیلم‌هایی چون «چکمه»، «کیسه برنج»، «تیک‌تاک»، «تو آزادی»
و .‌.‌. در جشنواره کودک حضور داشته و بارها جوایز اصلی این جشنواره را از آن خود و عوامل فیلم‏هایش کرده است. دیدگاه این کارگردان باتجربه درباره سینمای کودک در ایران، از چشم‏انداز تازه‏ای است:
«اینکه یک‌ سال جشنواره در همدان برگزار شود، یک سال در اصفهان و .‌.‌. هیچ ایرادی ندارد. در هندوستان هم جشنواره کودک هر ساله در شهرهای مختلفی برگزار می‌شود.

اتفاقا این خیلی هم خوب است، چون شهرهای دیگر هم به این واسطه با جشنواره کودک آشنا می‌شوند.  حتی برگزاری این جشنواره در شهرهای محروم هم می‌تواند اتفاق مثبتی باشد.» این نگاه طالبی، همسو با مدیران فرهنگی استان‏ها در راستای کسب یک وجهه فرهنگی برای شهرهای گوناگون است. چند سال پیش که ناگهان جشنواره از اصفهان به همدان منتقل شد، این شورو‌شو را می‌شد در مردم همدان و برگزارکنندگان بومی این شهر دید. به‌هر‌حال جشنواره‏ای با این قدمت، هر ساله می‏تواند شهر میزبان را در کانون خبرها قرار دهد و مهمانان بسیاری را از سراسر جهان به مکان‏های تازه بکشاند. بنابراین علاوه بر جنبه‏های فرهنگی، این انتقال می‏تواند در زمینه‏های اقتصادی هم برای شهرها سودآور باشد.

مسعود کرامتی بحث را با این توضیح جالب و نکته‏سنجانه خاتمه می‏دهد: «جشنواره کودک این باور را پیدا کرده که متولی سینمای کودک است. در صورتی که لزومی ندارد این دو با هم پیوند داشته باشند. جشنواره یک مراسمی است با تعریفات مشخص.
هیچ اشکالی ندارد جشنواره کودک تا ۱۰ سال فیلمی از سینمای ایران نداشته باشد. همه جای دنیا این اتفاق می‌افتد و بسیاری از جشنواره‌های بین‌المللی هستند که ممکن است چند سال فیلمی را از کشور خودشان به نمایش نگذارند. هیچ کس هم نمی‌آید یقه دیگری را بگیرد که چرا شما در جشنواره خودتان فیلمی نداشتید. مریضی سینمای کودک به جشنواره کودک هم سرایت کرده و این جشنواره را از بین برده است. البته امیدوارم آقای علیرضا شجاع‏نوری به عنوان دبیر این دوره و همچنین شورای سیاست‌گذاری جدید، درباره این تضادها حتما بازنگری کنند و با نگاهی آسیب‏شناسانه تکلیف جشنواره کودک را روشن کنند.»

اهمیت جشنواره کودک در دهه شصت

جشنواره فیلم کودک و نوجوان از ۱۲ بهمن ۱۳۶۱ در اصفهان آغاز به کار کرد. آن روزها این جشنواره امیدی برای اهالی سینما و کودکان علاقه‏مند بود و فیلم‏سازانی که گرایش به حوزه‏های مرتبط با کودکان و نوجوانان داشتند فیلم‌هایشان را به این جشنواره معرفی می‌کردند و با همکاران‏شان رقابت می‌کردند. در سال‏های رونق این جشنواره فیلم‌هایی شرکت داشتند که حالا از مهم‌ترین آثار ساخته‌شده در زمینه کودک و نوجوان به حساب می‌آیند. آثاری مثل «خمره»، «کلید»، «بدوک»، «شهر موش‌ها»، «آلبوم تمبر»، «به ‌خاطر هانیه»، «مسافر جنوب»، «نجوا»، «چکمه»، «کیسه برنج» و .‌.‌. . در عین حال نیز نخستین فیلم‏هایی که سینمای ایرانِ پس از انقلاب را به جهانیان شناساند عموما با موضوع کودک و نوجوان بودند: از «دونده»، «خانه دوست کجاست؟» و «باشو غریبه کوچک» گرفته تا «بادکنک سفید» و «نیاز». اما رفته‏رفته این جشنواره به محاق رفت و دیگر کمتر می‌شد فیلم تاثیرگذاری در آثار شرکت‏کننده پیدا کرد.

در آن زمان که نام‏های بزرگی نظیرعباس کیارستمی، کیانوش عیاری، مجید مجیدی، امیر نادری، کیومرث پوراحمد، کامبوزیا پرتوی، نورالدین زرین‏کلک، علیرضا داودنژاد، ابراهیم فروزش، ایرج طهماسب، کمال‌ تبریزی، محمدعلی طالبی، حمید جبلی، مسعود جعفری جوزانی، مرضیه برومند و .‌.‌. در میان شرکت‏کنندگان دیده می‌شد جشنواره اهمیت خبری بیشتری داشت. ولی جشنواره به‏تدریج به سمتی میل کرد که دیگر کمتر نام آشنایی در آن می‏شد یافت. نکته غم‏انگیز این بود که حتی اگر این فیلم‏سازان اثری درباره کودک‌و‌‌نوجوان هم می‏ساختند دیگر تمایلی به شرکت آن در جشنواره نداشتند. آنها یا اثرشان را برای جشنواره «فیلم فجر» آماده می‏کردند یا یک‌راست در نوبت اکران قرارش می‏دادند. برای مثال فیلم‌های سینمایی «شهر موش‌ها ۲» و «کلاه قرمزی» که در چند سال گذشته جزو پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمای کودک‌و‌نوجوان بودند در این جشنواره شرکت نکردند.

قهر فیلم‌سازان با سینمای کودک

اگر به کارنامه هنری فیلم‏سازان بنام کشورمان نگاهی گذرا بیندازیم متوجه خواهیم شد هرکدام از این هنرمندان حداقل یک فیلم در زمینه کودک‌و‌نوجوان ساخته‌اند و این خود نشان از گرایش اصیل آنها به این نوع فیلم‏ها دارد. در سال‏های دهه شصت، کسی به زور فیلم‏سازانی مثل مهرجویی و بیضایی و کیارستمی را وادار به ساختن آثاری با شخصیت‏های محوری کودکان نکرده بود و آنان هم به دلیل وجود جشنواره‏ای با نام کودک، موظف و متعهد به ساختن این فیلم‏ ها نبودند. حجم تولیدات کودک در آن سال‏ها
البته دلایل بسیاری می‏تواند داشته باشد اما به هر روی، وجود تشکیلات منظم و شکوفایی مانند «کانون پرورش‌فکری کودکان‌و‌نوجوانان» و مدیریت صحیح آن، انگیزه فیلم‏سازان را برای کار برای بچه‏ها تقویت می‏کرد. ولی در حال حاضر کمتر این انگیزه درونی و خودانگیخته را می‏بینیم کهکارگردان شاخصی سراغ ساخت فیلم‌های باب طبع کودکان برود.

پوران درخشنده که تاکنون فیلم‌هایی مثل «رابطه»، «پرنده کوچک خوشبختی»، «بچه‌های ابدی» و .‌.‌. را با موضوع کودکان ساخته است در پاسخ به این سوال که چرا فیلم‏سازان شاخص ما دیگر رغبتی به کار در این حوزه را ندارند، گفت: «دلیلش بی‌توجهی نسبت به این نوع فیلم‌ها به‏خصوص در مرحله توزیع و اکران است. چون اکثر فیلم‏سازان برای ساخت چنین فیلم‌هایی خودشان سرمایه‌گذاری می‌کنند، وقتی با این بی‌توجهی‌ها رو‌به‌رو می‌شوند انگیزه‌شان را از دست می‌دهند.

آنها فکر می‌کنند چون فیلم کودک بازیگر چهره ندارد که زدن عکس او بر سردر سینما باعث فروشش شود، نباید از این نوع فیلم حمایت کرد. در نتیجه این موضوع لطمه اقتصادی بزرگی به سینماگر وارد می‌کند و او را از ساخت فیلمی در این حوزه منصرف می‌کند. متاسفانه موضوع اکران این فیلم‌ها آنقدر اسفناک و تحقیر‌آمیز است که اگر هم سینمایی را برای اکران به فیلمی اختصاص دهند تنها یک سانس را برای نمایش در اختیار او می‌گذارند. باید مسئولان نگاه جدی به این موضوع داشته باشند تا فیلم‌سازان رغبت لازم برای کار در این حوزه پیدا کنند.»

کامبوزیا پرتوی، نویسنده و کارگردان شناخته‏شده‏ای است که گرچه در سال‏های اخیر کمتر فیلمی درباره کودکان ساخته اما در گذشته‏ای نه‌چندان دور روی این سینما تمرکز داشت. او که «کافه ترانزیت» را به دور از مختصات سینمای کودک ساخت و یکی از نویسندگان فیلم‏نامه «محمد ص» نیز بود، دلیل اصلی قهر فیلم‌سازان با سینما کودک را به‌خاطر نامشخص بودن وضعیت این حوزه می‌داند: «حوزه سینمای کودک واقعا وضعیت نامشخصی دارد و دیگر کسی رغبت نمی‌کند وقت و هزینه‌اش را صرف ساخت فیلم کودک کند. من فیلم بسازم که کجا آن را نمایش دهند؟ بنابراین مشخص است که چرا دیگر کسی علاقه‏ای به ساخت فیلم کودک ندارد. این حرف‌ها بارها و بارها تکرار شده و موضوع تازه‌ای نیست.»

«درباره» کودک یا «برای» کودک؟

در چند سال اخیر بیشتر آثاری که به نام فیلم کودک در جشنواره «کودک‌ونوجوان» به نمایش درمی‌آیند مخاطب بزرگسال دارد و «درباره» کودکان ساخته شده‌اند نه «برای» آنها. بنابراین شاید بیراه نباشد که بگوییم ما دیگر سینمای کودک و نوجوان به مفهوم واقعی کلمه نداریم. و اگرچه این یک بحث قدیمی و نسبتا کهنه است، اما پرداختن به آن همچنان می‏تواند روشنگر بسیاری از ابهامات باشد.

محمد‌علی طالبی که سال گذشته پروانه زرین بهترین فیلم «جشنواره کود را برای فیلم سینمایی «قول» دریافت کرد در خصوص وضعیت اکران آثار برگزیده، همچنان نگاهی امیدوارانه دارد: «در دوره آقای احمدی‌نژاد، جشنواره کودک تبدیل به رویدادی شده بود که صرفا از روی عادت برگزار می‌شد و در پایان هم هیچ خبری از اکران فیلم‌ها نمی‌شد، اما تا جایی که من می‌دانم گروه جدید به صورت جدی دارند روی این موضوع کار می‌کنند و قرار است به فیلم‌های برگزیده در سینمای کودک امکان نمایش عمومی داده شود. اما ادامه این روند مشروط به آن است که دوباره شرایط و سیاست‏ها تغییر نکند. واقعیت آن است که تعداد زیادی از کارگردان‌های ما در این چند سال بیکار بوده‏اند و با بودجه‌های بسیار کمی که برای ساخت فیلم‏هایشان می‌گرفتند حتی نتوانستند فیلمی در حد آثار قبلی‌شان تولید کنند.»

طالبی در ادامه به تاثیر دوگانه فیلم‌های کودک اشاره کرد که الزاما مفرح بودن فیلم‏ها نمی‏تواند هدف اصلی کارگردان‏ها باشد، بلکه باید نکات دیگری را نیز در ساخت این فیلم‏ها لحاظ کرد: «کسانی که فکر می‌کنند سینمای کودک یعنی یک سری بچه بیایند در سینما و با خوشحالی بزنند و برقصند و شب‌ها هم مسواک بزنند و بخوابند، هیچ دانشی درباره فیلم‏سازی کودک و نوجوان ندارند. در فیلم کودک هم باید جنبه‌های تفریحی وجود داشته باشد هم جنبه‌های آموزشی. اگر بچه‌ها از همین سن یاد بگیرند به تماشای فیلم‌های باارزشی مثل آثار عباس کیارستمی بنشینند، وقتی بزرگ شوند نمی‌روند فیلم‏های مبتذل نگاه کنند. می‌روند فیلم‏های درست‌ودرمان می‌بینند.»

با این حال شاید از نظر تعداد، فیلم‏های مفرح برای کودکان تنها درصد ناچیزی از تولیداتی باشد که درباره کودکان ساخته می‌شود و جنبه‏های آموزشی فیلم‏ها بسیاربسیار بیشتر و غالب‏تر است بر جنبه‏های سرگرم‏کننده و جذاب برای این مخاطبان مظلوم.

آخرین اقدام: جداسازی جشنواره کودک از نوجوان

امسال با درخواست‌ مسئولان فرهنگی شهر همدان مبنی بر برگزاری مجدد این جشنواره در این استان، سازمان سینمایی تصمیم گرفت این جشنواره را به شکل دوسالانه و در قالب دو جشنواره برگزار کند. جشنواره خردسال در شهر اصفهان و جشنواره نوجوانان در شهر همدان برگزار می‌شود. در واقع انتخاب گروه سنی برای کودکان و نوجوانان و برگزاری جشنواره در دو بخش خردسال و نوجوان تصمیم عجیبی است که شاید ته‌مانده اعتبار جشنواره را هم از بین ببرد و اندک انگیزه فیلم‌سازان را هم برای شرکت در این رویداد هنری از آنان بگیرد. گذشته از این بحث، فراوانی بخش‌ها و جوایز گوناگون با بی‌اعتبار شدن آنها ارتباط مستقیم دارد.

وقتی در جشن اختتامیه به سه نفر (و نه حتی بیشتر) جایزه بهترین کارگردانی، و به چند نفر هم دیپلم افتخار داده می‌شود ارزش این جایزه‏هاست که پایین می‌آید و در آخر نمی‌توان تشخیص داد کدام کارگردان توانایی بیشتری در ساخت اثرش داشته است. اما فرزاد اژدری، دیدی خوشبینانه به جشنواره امسال دارد و می‌گوید باید صبر کرد و نتیجه را دید: «این اتفاق خوبی است و در همه جای دنیا این تقسیم‌بندی‌ها وجود دارد. ولی چون در کشور ما اولین‌ بار است که این اتفاق می‌افتد باید صبر کنیم و ببینیم نتیجه چه می‌شود. باید خوش‌بین باشیم. همین‌ که دبیر جشنواره امسال در اولین نشستی که داشت عنوان کرد اساس برگزاری این جشنواره بر مبنای صداقت است نکته حائز اهمیتی است. این صداقت باید اصل‌و‌اساس سینمای کودک‌و‌نوجوان شود و امیدواریم با این تفکیک به وضوح شاهد این مساله باشیم.»

عبدالله اسفندیاری، از مدیران سینمایی است که همواره در تصمیم‏گیری‏ها و سیاست‏های «بنیاد سینمایی فارابی» نقشی مهم و کلیدی داشته است. او چند سال پیش کانون سینمای معناگرا را بنیان گذاشت. اسفندیاری در پاسخ به اینکه آیا جداسازی جشنواره کودک از نوجوان تصمیم خردمندانه‏است یا خیر، گفت: «این حرکت درست و مثبتی است که ما فیلم‌های سینمای کودک را بر اساس رده سنی تقسیم‌بندی کنیم. مثل رده‌بندی‌ای که اولین بار توسط کانون پرورش فکری کودکان برای کتاب‌ها انجام شد. این موضوع باعث می‌شد پدر و مادرها تکلیف‌شان مشخص شود و با یک نگاه دریابند این کتاب مناسب سن فرزندشان است یا خیر. اما این اتفاق در حال حاضر به شکل بسیار کم‏رنگی در شورای
نمایش خانگی اجرا می‌شود و فیلم‌های مناسب برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان از هم جدا می‌شوند. اینکه بخواهیم جشنواره کودک را از نوجوان جدا کنیم، به نظرم کار خوبی نیست. چون ما برای مقطع سنی کودک هم به درجه‌بندی احتیاج داریم. ما کودکان
نونهال، خردسال و کمی‌بزرگ‌تر داریم، بنابراین حداقل سه رده‌بندی در مقطع سنی کودک وجود دارد. در بخش نوجوان نیز همین‌طور است. کاش جشنواره به جای آنکه این دو بخش را از هم جدا کند در تقسیم جوایز این بخش‌بندی را تعریف می‌کرد؛ به این صورت که حداقل چهار جایزه برای چهار رده سنی مختلف در نظر می‌گرفت.»

محمدعلی طالبی، دلایل اقتصادی را عامل اصلی این تفکیک جشنواره‌ای می‌داند: «این موضوع بستگی به امکاناتی دارد که در اختیار مدیر قرار می‌گیرد. وقتی بودجه کافی در اختیار مدیران نباشد، ریاضت اقتصادی آنها را مجبور می‌کند بر اساس امکانات موجود برنامه‌ریزی کنند و بگویند یک سال جشنواره کودک برگزار می‌کنیم و یک سال جشنواره نوجوان. بنابراین من دلیل اصلی تفکیک جشنواره‌ای را مسائل نابه‏سامان اقتصادی می‌دانم. من امیدوارم دوباره به این نتیجه برسیم این دو بخش را در یک جشنواره قرار دهیم. چون در تمام دنیا دو بخش کودک‌و‌نوجوان در کنار هم برگزار می‌شود و یکی‌شدن این جشنواره کار درست‌تری است.»

کامبوزیا پرتوی نیز نظر مساعدی نسبت به این تفکیک جشنواره‌ای ندارد: «این جشنواره تا‌کنون در اصفهان، همدان، کرمان و چندین شهر دیگر برگزار شده است و هر سال به سفارش خود مدیران تعدادی فیلم ساخته می‌شود که جشنواره را سرپا نگه دارند. کل این جشنواره با این بی‌نظمی‌هایش مگر در این چند سال اخیر چه بوده است که حالا بخواهد تبدیل به دو جشنواره جداگانه شود؟ من سال‌هاست که دیگر این جریان را دنبال نمی‌کنم و یادم نمی‌آید آخرین باری که به این جشنواره رفتم چه زمانی بود. به هر حال امیدوارم امسال این جشنواره به‌خوبی برگزار شود.»

به این ترتیب معمای جشنواره بین‏المللی کودکان‌و‌نوجوانان همچنان پیچیده و لاینحل باقی می‏ماند. قصد داشتیم در این گزارش با علیرضا شجاع‏نوری هم صحبت کنیم که او به دلیل نمایش فیلم جدید مجید مجیدی در کانادا، در دسترس نبود. مدیر «بنیاد سینمایی فارابی» نیز فرصتی برای شرکت در این بحث نداشت. به‌هرترتیب همه در انتظارند ببینند جشنواره‏ای با این قدمت و اعتبار، قرار است در شکل جدید و دوگانه خود چه کمکی به سینمای ملی ایران کند.

عاطفه محرابی

انتهای مطلب/

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است