امروز ۹ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۴۰

از سلبریتی تا سلبریتی

امیر راعی فر در یادداشتی به وضعیت هنر و واکنش به فاجعه سانحه هوایی پرداخته است.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری صبا، امیر راعی فر در یادداشتی به وضعیت هنر و واکنش به فاجعه سانحه هوایی پرداخته است که در این یادداشت آمده است:

«با گذشت زمان کمی از فاجعه انسانی ساقط شدن هواپیمای مسافربری توسط نیروهای مسلح کشور و تاخیر بهت آور در پذیرفتن مسئولیت این کار که جریان رسانه ای کشور را در برابر فریبی بزرگ قرار داد، اینک زمان آن است که به سینما بروم! یا مثلا بنشینم و اخبار ببینم یا در کنسرت‌ها شرکت کنم! آری اینک زمان خیلی کارها رسیده است. می‌خواهم به کنسرت بروم، گوشم را تیز می‌کنم و چشمم را باز. اینجا که دنیای سلبریتی هاست. همه میلیون میلیون هوراکش و طرفدار حرفه‌ای دارند. اصلا گاهی بحث هنر برایشان ناموسی هم می شود!

باز هم گوشم را تیز می‌کنم و چشمانم را باز!

کنسرت می‌روم با دستان لرزان از غم. می روم و کنار سلبریتی می ایستم که زبانش را تنها به آواز نچرخاند. می‌نشینم روی زمین، دکمه را می‌زنم و به کنسرتش می‌روم. صدایش را می‌نوشم و می دانم این کنسرت از معجزات یک دکمه است. به خود می‌بالم.

باز هم وقت دارم! بیایید به سینما بروم. معدن پولهای کثیف در هنر، معدن زد و بندهای پشت پرده برای استارهای کاغذی. همه زیبا و برازنده. لباس‌های تر و تمیز با نگاه‌هایی که از آن همه چیز می‌بارد. می‌خواهم فیلم نگاه کنم. در سینمایی به وسعت یک کشور. گوش‌هایم را تیز می‌کنم و چشمانم را باز. آنقدر که ببینم و بشنوم. چقدر اسامی بزرگ هستند، چقدر هنرمندان مردمی با میلیون‌ها دنبال کننده، چقدر همه چیز بوی ادکلن می‌دهد و نارنج اما زانو می‌زنم، زانو می‌زنم که نقشی را پیدا کنم در بهتی غلیظ. به دنبال هنرمند می‌گردم برای دیدن. هنرمند! نه هنرمندی که خوب کارش را بلد است، دنبال هنرمندی که خوب راهش را بلد است. دنبالش می‌گردم، می‌نشینم روی زمین و دکمه را می‌زنم، به سینما رفته ام، شاد از انتخاب یک سلبریتی و ناشاد از فضاحت بسیاری. خسته شده ام. گویا بسیار خوش گذرانده ام، خاطراتم را مرور می کنم، روی همان زمینی که کنسرت و سینمایش را دیده ام. دکمه تلویزیون را می زنم، اوایل شب است. اخبار دارد گویا. از زیبایی برف برایم می‌گوید و شرکت های دانش بنیان! از این که همه چیز من خوب است و فقط خودم نمی دانم. حس می‌کنم سلبریتی‌های جعبه جادو هم کم شده اند، با آنها که کاری ندارم اما چهره‌هایی را در ذهنم بایگانی می‌کنم. چهره‌هایی که دکمه زدن‌های مرا دوست دارند اما نمی دانند دکمه هایی هستند که هیج گاه دیگر زده نخواهند شد. آری اینجاست که دکمه انتخاب من می‌گوید از سلبریتی تا سلبریتی و دستانم دکمه را فشار می دهد…»

انتهای پیام/

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


    جدول فروش فیلم ها

    عنوان
    فروش (تومان)
    • مطرب
      ۳۵٬۵۳۱٬۴۸۵٬۰۰۰
    • چشم و گوش بسته
      ۱۱٬۳۵۶٬۷۶۸٬۰۰۰
    • مشت آخر
      ۱۹۴٬۶۰۲٬۰۰۰
    • اولین امضا برای رعنا
      ۱۰٬۱۲۲٬۰۰۰
    • قطار آن شب
      ۵٬۱۳۷٬۰۰۰
    • کاتی و ستاره
      ۶۸٬۹۴۹٬۰۰۰
    • امیر
      ۸۰٬۲۹۶٬۰۰۰
    • جهان با من برقص
      ۳٬۷۷۷٬۴۵۰٬۰۰۰
    • اژدر
      ۳۳۵٬۱۹۸٬۰۰۰
    • زیر نظر
      ۶٬۲۸۴٬۵۲۴٬۰۰۰
    • سونامی
      ۳۲۵٬۸۹۳٬۰۰۰
    • آشفته گی
      ۵۴۷٬۲۷۹٬۰۰۰