امروز ۱۱ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۴۰
زحل رضوی ؛

خوشبختانه این روزها خبرهای خوبی از دنیای انیمیشن به گوشمان می‌رسد

نمی­‌خواهم کار خودم را با انیمیشن دیگری مقایسه کنم اما من خودم را در این عرصه خیلی توانمند می­بینم که بتوانم یک فیلمنامه اورجینال بنویسم و غالباً هم این کار را می­‌کنم.

به گزارش صبا، خوشبختانه این روزها خبرهای خوبی از دنیای انیمیشن و تولیدات ایرانی به گوشمان می‌رسد و برخلاف گذشته حالا انیمیشن‌‌های مختلفی به اکران راه پیدا کردند و توسط مردم نیز دیده می‌شوند. انیمیشن «امین و اکوان» یکی از آن‌هاست که در حال حاضر روی پرده سینما رفته اما نکته قابل اعتنا آن است که این اثر توسط یک کارگردان زن ساخته شده و این برای نخستین بار است که یک کارگردان زن به عرصه ساخت انیمیشن‌‌های بلند ورود کرده و توانسته آن را در معرض دیده عموم قرار دهد و اکران کند. با زحل رضوی کارگردان انیمیشن «امین و اکوان» که سابقه خوبی در این حوزه دارد به بهانه ساخت و اکران این انیمیشن به گفت‌وگو نشستیم و از محتوا، فرم و سختی‌‌های فعالیتش در این عرصه صحبت کردیم.

اول از طرح قصه­ای که برای انیمیشن «امین و اکوان» در نظر گرفتید شروع کنیم. ظاهراً از یکی از داستان­های آقای آذریزدی و یکی از داستان‌های «هزار و یک شب» است. چرا به این سمت‌وسو رفتید و این دو قصه را انتخاب کردید تا بر مبنای آن‌ها انیمیشنی بسازید؟

البته نمی‌توان گفت دو قصه هستند چون آقای آذریزدی درواقع «هزار و یک شب» را بازنویسی کردند. در اصل اثر ایشان به‌نوعی اقتباس محسوب می‌شود و من هم از هر دو قصه الهام گرفتم. اما داستان اصلی یک کار کاملاً جدی برای مخاطب بزرگسال است که با از بین رفتن شخصیت منفی قصه هم تمام می‌شود و پایانش خشن است. درنتیجه باید متناسب با مخاطب کودک تغییراتی در آن لحاظ می‌شود و به همین دلیل هم من شخصیت­های جدیدی به آن اضافه کردم و پایان دیگری را هم برایش در نظر گرفتم.

چه دلیلی داشت که به سراغ این قصه رفتید؟

راستش این به‌نوعی ادای دین به دوران کودکی خودم بود. وقتی من کم‌سن بودم تعداد محدودی کتاب برای مطالعه وجود داشت؛ مثل «قصه‌های خوب برای بچه‌­های خوب». یکی از این قصه‌­ها به نام «مرد و نامرد» که نوشته آقای آذریزدی بود از همان زمان در ذهنم ماند و خیلی دوستش داشتم و بعد از شروع فعالیت حرفه­‌ای مجدداً آن را خواندم و دیدم می‌شود با یک بازنویسی در قالب یک انیمیشن به آن پرداخت. ازجمله تغییراتی که در داستان اتفاق افتاد؛ شخصیت­‌های حیوانی؛ قسمت مربوط به ازدواج، کاراکتر آهنگر و بزاز و… بود که خودم به داستان اضافه کردم و در نسخه اولیه نبود.

باتوجه به این‌که تعداد انیمیشن­‌هایی که به اکران رسیده­اند طی سال‌های اخیر بیشتر شده است؛ باید گفت نکته­ای در بسیاری از آن‌ها مشترک بوده و آن الهام گرفتن از داستان­های کهن ایرانی است. آیا دلیل این‌که شما و برخی همکارانتان به سمت این داستان­ها می­روید وجوه فانتزی بیشتری است که در این آثار دیده می‌شود یا اساساً در بخش فیلمنامه­های انیمیشن ضعیف هستیم و ناگزیر به سمت این آثار کشیده می­شویم؟

من این‌طور فکر نمی­کنم. البته نمی­‌خواهم کار خودم را با انیمیشن دیگری مقایسه کنم اما من خودم را در این عرصه خیلی توانمند می­بینم که بتوانم یک فیلمنامه اورجینال بنویسم و غالباً هم این کار را می­کنم. در سریال‌هایی هم که کار کردم ازجمله «کلاغ­ها» و «دشت تمشک» قصه همه قسمت­ها (به‌جز یک قسمت که اقتباسی بود) اورجینال هستند. اگرچه من عقیده دارم بعضی رویدادها و کاراکترهای قدیمی ما هستند که باید در این حوزه حفظ شوند و فقط نیاز به خلق مجدد و بازپروری دارند؛‌ مثل کاراکتر عمونوروز یا شب یلدا. چون واقعاً بچه­‌ها به این مضامین نیاز دارند. در حال حاضر بیشترین خوراک تصویری که عاید بچه­‌های ما می‌شود؛ بابانوئل و داستان­های مربوط به آن می‌شود. البته نمی‌توان آن‌ها را از تماشای این برنامه­ها منع کرد اما باید در کنارش داستان­های مربوط به سرزمین و فرهنگ خودشان را هم ببینند.

ما در سینمای رئال داستانی در این سال‌ها کارگردان­های خانم زیادی داشتیم که توانستند آثار جریان‌ساز خلق کنند اما در سینمای انیمیشن فکر می­کنم شما اولین خانمی هستید که انیمیشنی را روی پرده سینما بردید.

بله، من اولین خانم در این عرصه هستم و این کار بسیار دشواری بود و هست. ضمن این‌که؛‌ این فیلم یک اثر مستقل است و سختی­های خاص این مسیر را هم داشت. وقتی می­خواهید برای جذب سرمایه اقدام کنید آنقدر مانع بر سر راه وجود دارد که بعضی مواقع فکر می­کنید این راه کاملاً مسدود است. در همین زمینه خانم­های زیادی را داریم که با فیلم‌های کوتاه انیمیشن به جشنواره­های جهانی رفتند و حتی جوایز متعددی هم دریافت کردند اما نتوانستند وارد حوزه فیلم بلند شوند. چون واقعاً کار ساده‌ای نبوده و یک روند فرسایشی است.

باتوجه به این نکته که خودتان هم اشاره کردید یعنی مستقل بودن انیمیشن «امین و اکوان»، در این سال‌ها جذب سرمایه در بخش خصوصی به چه صورت بوده است و به نظرتان چقدر از بودجه­ای که هزینه شده از طریق اکران بازخواهد گشت؟

بعید می­دانم که کل سرمایه برگردد. چون متأسفانه پخش­کننده موفق نشد برای اکران هیچ یک از سرگروه­ها را مجاب کند و درنتیجه فیلم بدون سرگروه؛ در بخش آزاد اکران شد. موفقیت این فیلم خیلی منوط به همکاری آموزش و پرورش است و البته تا این لحظه هم خیلی از این کار حمایت کرده­اند. چراکه اگر این اتفاق نیفتد طبیعتاً بازگشت سرمایه هم نخواهیم داشت.

یکی از نکات مهم درخصوص انیمیشن­ها مسئله موسیقی و در اصل موزیکال کردن آثار است. به نظر شما این موضوع چقدر می‌تواند در جذب مخاطب مؤثر باشد؟

یکی از تخصص­های من اساساً ساخت موسیقی برای کودکان است. در سال‌های گذشته به هر حال محدودیت­ها در این زمینه بیشتر بود اما به‌مرور شرایط در این زمینه بازتر شد. چون مخاطب کودک مثل بزرگسالان نمی‌تواند بنشیند و کل داستان را به‌شکلی مستمر دنبال کند و موسیقی یک فاصله در ذهن مخاطب خردسال به وجود می­آورد که باعث می‌شود بعد از یک توقف کوتاه مجدداً به داستان برگردد. درواقع موسیقی یک وسیله تمرکز است که باعث می‌شود کودک دوباره پیگیر قصه شود در غیر این صورت روند ماجرا را گم می­کند.

حال و هوای کلی این اثر تا حدودی یادآور فضای کارهایی مثل «شکرستان» و سریال «پوریای ولی» است، این شباهت فرمی کارها تعمدی بوده یا اتفاقی پیش آمده است؟

درخصوص «شکرستان» که باید بگویم بیشتر به‌خاطر فضاسازی کار است که به هر حال به ایران قدیم ارجاع داده می‌شود. خانه‌هایی با پنجره­های رنگی و نشانه­هایی از این دست و برخی وجوه بصری و معماری آثار را به هم شبیه می­کند. مسئله اشتراکات میان کاراکترها هم بیشتر به بودجه محدود این پروژه­ها برمی­گردد؛ چون ما محدودیت­های زیادی در تولید داشتیم درنتیجه از خیلی بخش‌ها چشم­پوشی کردیم. در پروژه­های انیمیشن خارجی یک گروه سیصد‌نفره و با تجهیزات کامل در تولید مشارکت دارند و طبیعی است که نتیجه کار هم متفاوت­ خواهد بود.

در حال حاضر مشغول کار جدیدی هستید؟

فعلاً نه. چون خیلی برایم مهم است که اول از همه ببینم چه بازخوردی از مخاطبانم دریافت می­کنم تا قدم بعدی را براساس آن بردارم. البته این کار تا الان در جشنواره­ای در جمهوری چک هم به نمایش درآمده و واکنش­های مثبتی از مخاطبان کودک دریافت کرده است. راستش خودم هم فکر نمی­کردم که این بچه­‌ها انیمیشنی را که زبانش هم برایشان بیگانه است دوست داشته باشند و بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. البته برایشان دوبله هم‌زمان می­شد و طیف سنی­شان هم بین ۷ تا ۱۲سال بود. می­خواهم بگویم که چنین فضاهایی احتمالاً برای خود ما که ایرانی هستیم و با آثار کهن سرزمینمان آشنا هستیم یادآور کارهای دیگر است اما برای مردمان دیگر خیلی تازگی و جذابیت دارد. اما به هر ترتیب من دوست دارم دفعه بعد که مخاطب کار جدیدی از من می‌بیند احساس کند به تماشای اثر بهتری نشسته است و در همین راستا می‌توانم یک قولی به مخاطبان بدهم که هر وقت اسم من را در هر کاری دیدند بدانند که آن کار پایانش خوش است و قطعاً تلاش خواهم کرد که فضای شاد و بانشاطی را به نمایش بگذارم.

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است