حکم دشوار برادری! | خبرگزاری صبا
امروز ۱۲ تیر ۱۴۰۱ ساعت ۰۱:۱۷
یادداشتی به قلم رضا صائمی؛

حکم دشوار برادری!

یک منتقد در یادداشتی به سریال ملودرام پلیسی و خانوادگی «حکم رشد» به کارگردانی حسن لفافیان و تهیه کنندگی مهدی فرجی که هر شب ساعت 20:30 از شبکه سه سیما پخش می‌شود، پرداخت.

به گزارش خبرمگار رادیو و تلویزیون صبا، رضا صائمی عضو هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی ایران در یادداشتی درباره سریال ملودرام پلیسی و خانوادگی «حکم رشد» به کارگردانی حسن لفافیان و تهیه کنندگی مهدی فرجی که هر شب ساعت ۲۰:۳۰ از شبکه سه سیما پخش می‌شود، نوشت.

‏متن یادداشت سید رضا صائمی به شرح زیر است:

«سریال «حکم رشد» به کارگردانی حسن لفافیان، داستان سرهنگی است که می‌خواهد ریاست کلانتری منطقه‌ای را بپذیرد که برادر شیری‌اش در آن‌جا زندگی می‌کند، اما اعضای خانواده معتقدند که این اتفاق «ذبیح» و «غـلام» را که آدم لات و دردسرسازی هستند، روبه‌روی یکدیگر قــرار می‌دهد.

این جدال به واسطه همین سویه‌های خانوادگی و عاطفی، فراتر از نبرد قهرمان و ضدقهرمان به‌صورت‌بندی این رویارویی می‌انجامد که علاوه بر کشمکش‌های بیرونی ناشی از پارادوکس موقعیت پلیس و مجرم، از کشمکش‌های درونی و تراژیک دوئل دو برادر هم برخوردار شده و احساس و عاطف مخاطب را هم در کنار درگیری‌های ذهنی با قصه گره زده و برمی‌انگیزد.

قطعا در این موقعیت دوگانه و دوقطبی، وضعیت و شرایط ذبیح دشوارتر از بقیه است. او باید از جنگ با خود بین عاطفه و وظیفه، پیروز بیرون بیاید تا بتواند در این جدال برادرانه نابرابر دچار کج راهه و گمراهی نشده یا تن به ظلمی ناخواسته ندهد. در واقع حکم ذبیح صرفا سویه شغلی و حتی جغرافیایی ندارد. او به یک منطقه شهری مامور نشده بلکه نبرد او در منطقه خانواده است. جایی که در صدر شرورهای آن برادر شیری است ایستاده. جایی که میان او و غلام کسی ایستاده که گذشتن از او به سادگی ممکن نیست. کسی که برای اگر برای غلام حکم مادر را دارد برای ذبیح خود مادر است. مادر واقعی اش. مادری که به منطق و منطقه کاری فرزندش کاری ندارد. اگر پسرش ذبیح مامور و معذور است او مادر و معذور است. اگر ذبیح معذوریتش را از حکم عقل می گیرد دلیل او حکم دل است. این وضعیت دشوار، این دشواری وظیفه برای ذبیح سویه های دیگر هم دارد. هاشم باجناقش هم یک سوی دیگر جبهه مقابل اوست که با غلام کار می کند و به نوعی خزانه دار اوست. وقتی ذبیح به این موضوع پی می برد و به خانه هاشم می رود تا از ماجرا مطمئن شود این بار خواهر زنش مانع او می شود و می خواهد که اغماض کند. ذبیح پلیسی است که در مخمصه سخت عاطفه و وظیفه گرفتار شده اما همواره تلاش می کند تا در کنار عدالت بایستد نه مصلحت. حتی اگر تعقیب و گریز او با هاشم با تصادف و مرگ هاشم گره بخورد. مرگی از سر اتفاق که ذبیح را در وضعیت دشوارتری قرار می دهد. حالا او انگ قاتل را هم باید به جان بخرد آنهم از سوی خواهر زنش. این اتفاق البته رابطه او با همسرش زهره را هم دچار آسیب می کند. حالا او برای مبارزه با شرارت و خلاف و خلافکار در منطقه استحفاظی خود یک مانع بسیار بزرگ و سترگ دارد: خانواده اش. از این رو باید گفت که «حکم رشد» به سریال پلیسی متعارف شباهتی ندارد و بیش از آنکه یک ژانر پلیسی با مولفه های آشنایش باشد یک ملودرام خانوادگی است. به همین دلیل کمتر شاهد صحنه های اکشن و زد و خوردهای معمولی که در آثار پلیسی هستیم در اینجا می بنیم. در واقع در «حکم رشد» به نوعی ساختار شکنی ژانری در یک کار پلیسی رخ می دهد که تعلیق آفرینی و گره گشایی های آن بیش از آنکه بر موقعیت های دراماتیک پلیسی استوار باشد بر کشمکش ها و جدال های خانوادگی بنا شده و دست به نوعی آشنایی زدایی در این زمینه می زند. از این حیث مجتبی فلاحی در نقش ذبیح پلیس قصه، کار دشواری در پیش دارد. او باید از یک سو اقتدار پلیسی خود را حفظ کند و از سوی دیگر در مقام پسر بزرگ خانواده، پدر و باجناق و همسر و مهمتر از همه برادر، شرط برادری و خانوادگی را به جا آورد. از این رو ذبیح را بیش از آنکه در کسوت پلیس و سرهنگ نیروی انتظامی ببنیم بیشتر به چشم یک مرد خانه و خانواده می بینیم و همین ویژگی هم به حس همدلی و همسویی بیشتر مخاطب با او کمک کرده و به دل می نشیند. به عبارت دیگر او پلیسی است که به جای آنکه ترس در مخاطب ایجاد کند، حس امنیت ایجاد می کند و خصلت ها رفتاری و مرام و تعهدی که نسبت به خانواده و آشنایان دارد تصویری از یک پلیس ایرانی را در شمایل او بازنمایی می کند.

«حکم رشد» داستان خود را در ساحت درستی از درام قرار می دهد. در درون مناسبات خانوادگی و گره زدن نبرد بین خیر و شر در جدال دو برادر. موقعیتی که با توجه به روانشناسی مخاطب ایرانی، می تواند مخاطب را با کشمکش ها و فراز و نشیب های خود همراه کرده و عواطف و احساسات آنها را به روح قصه پیوند زده و برانگیزد. با توجه به ویژگی هایی که این درام پلیسی-خانوادگی دارد، ریتم و ضرب آهنگ آن مناسب است. نه تند است نه کند و تلاش می کند روابط بین آدم های قصه را با دیالوگ های جذاب بین آنها قوام ببخشد و در نهایت بر ارزش هایی مثل خانواده، برادری و حفظ حرمت‌ها در خانواده تاکید کرده و بدون اینکه دچار سانتی مانتالیسم اخلاقی شود بر مخاطب تاثیر درست بگذارد. اگر هنوز موفق به تماشای این سریال نشدید ادامه آن را از دست ندهید.»

انتهای پیام/

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


جدول فروش فیلم ها

عنوان
فروش (تومان)
  • انفرادی
    316,156,036,00
  • بی صدا حلزون
    939,875,00
  • سگ بند
    363,094,505,94
  • سلفی با دموکراسی
    949,435,00
  • قدغن
    2,225,545,00
  • لامینور
    14,275,485,00
  • بدون قرار قبلی
    5,966,737,50
  • مغز استخوان
    20,655,025,00
  • علفزار
    59,422,775,00
  • سلفی با دموکراسی
    188,855,00
  • روز صفر
    89,222,280,00
  • مجبوریم
    14,725,890,00
  • والدین امانتی
    1,535,895,00
  • پسران دریا
    148,265,00