امروز ۱۹ تیر ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۵۲
سهیل موفق در گفت و گو با «صبا»:

می توان فیلمی ساخت که کمدی اما شریف باشد!

«به عقیده من می توان فیلمی ساخت که شریف باشد، کمدی باشد، لحظه های شاد و هم ناب داشته باشد، به مخاطب خود احترام بگذارد و هم از شوخی های دم دستی حذر کند. »

به گزارش «صبا»، فیلم ســینمایی «پاســتاریونی» بــه کارگردانی ســهیل موفق ایــن روزهــا روی پرده ســینما اســت، این دومین اثر ســینمایی ســهیل موفق اســت و همچون تجربه نخست او در ژانــر کودک و خانــواده بوده. با او بــه بهانه اکران ایــن فیلم گفت و گویی داشــتیم و درباره ســینمای کودک،« پاســتاریونی»، هجمــه هایی که بــه این فیلم وارد شــد و حتی حضور مســتر تســتر چهره اینســتاگرامی صحبت کردیم که در ادامه می خوانید.

شما از ابتدای فعالیت خود همواره دغدغه کودک و نوجوان را داشتید، چه آن زمان که در تلویزیون فضای برنامه سازی را دنبال می کردید و چه بعدتر که به سینما آمدید و در قامت فیلمساز فعالیت کردید، اما با توجه به اینکه فیلمسازی در این ژانر به سبب مهیا نبودن زیر ساخت های آن در سینمای ایران و عدم توجه به آن، سختی های خاص خودش را دارد. چه چیزی شما را بر آن داشته که همچنان در این فضا که به نوعی یک چالش به حساب می آید کار کنید؟

همانطور که خودتان اشاره کردید پیشینه فعالیت من در حوزه کودک و نوجوان به نوجوانی من یعنی حدود سال ۷۲ بازمی گردد. در پاسخ به سوال شما باید بگویم اعتقادم بر این است کسی که می خواهد در ژانر کودک و نوجوان فیلم بسازد باید دارای انرژی خاص و خارق العاده ای باشد که آن انرژی و حوصله بیشتر در دوران جوانی تبلور پیدا می کند. از سویی دیگر فیلمساز باید به آن نسلی که می خواهد برای آن نه درباره آن فیلم بسازد نزدیک باشد. اما آنچه که در این میان مهم بوده آن است که در فیلم های ژانر کودک و نوجوان نباید خانواده را مستثنی دانست و فاکتور گرفت چرا که کودک با خانواده خود به تماشای فیلم می نشیند و خانواده ای که همراه کودک به سینما آمده سهمی می خواهد تا بتواند برای دنبال کردن اثر تا انتها ترغیب شود؛ بنابراین فیلمساز باید در کنار مولفه هایی که برای کودکان در نظر می گیرد به نوعی خانواده ها را نیز درگیر کند و فاکتورهایی را هم برای آن ها لحاظ کند. امیدوارم با ساختن فیلم دوم خود در این ژانر، مخاطبان این بازخورد را به من نشان دهند تا این مسیر را ادامه دهم. به هر حال فیلم برای مخاطب ساخته می شود. مشخصا درباره «پاستاریونی» صحبت نمی کنم بلکه درباره فیلم های این ژانر می گویم؛ ما تمام تلاش خودمان را می کنیم اما بیشتر مواقع قبل از آنکه مخاطب فیلم را بشناسد و بفهمد که آیا آن اثر درخور است یا نه، قرارداد اکران فیلم به اتمام می رسد، کف فروش آن می افتد و یا اتفاقاتی از این دست رخ می دهد. من به عنوان فیلمساز در کنار تمام علاقه وافری که به این کار دارم از این طریق امرار معاش می کنم و شاید در صورتی که مخاطب به موقع از اثر من یا این ژانر استقبال نکند مجبور شوم مثل خیلی از فیلمسازان بزرگی که سال ها پیش در ژانر کودک و خانواده فیلم ساختند اما حالا به هیچ وجه راضی نمی شوند در این فضا فعالیت کنند، تغییر ژانر دهم.

همین دافعه ای که اتفاق افتاده و حالا کمتر فیلمسازی را می بینیم که در این ژانر فعالیت کند به چه چیزی بر می گردد؟ بحث جایگاه فیلم کودک در سینما است یا این اتفاق از مخاطب نشات می گیرد؟ البته به نظر می رسد در این یک سال نگاه ویژه تری به فیلم کودک شده و شورای عالی اکران سر گروه ها را به اکران فیلم کودک موظف کرده است!

از این اقدام شورای عالی اکران کمال تشکر را دارم اما یک مصوبه به خودی خود خیلی راه گشا نیست. قاعدتا از خود فیلمسازان گرفته تا سینماداران و دست اندرکاران این حوزه و حتی مخاطبان باید کمک کنند تا بتوانیم اگر فیلمی ساخته می شود که به شعور مخاطب توهین نمی کند، سرگرم کننده است و در عین حال نکاتی برای عرضه به مخاطب دارد را حمایت و تبلیغ کنیم تا خانواده ها برای تماشای یک فیلم شریف قدم بردارند و کودکان خود را به تماشای هر اثری ننشانند. محقق شدن چنین اتفاقی یک عزم و حرکت دسته جمعی را مطالبه می کند و با چند مصوبه و کار مدیریتی به ثمر نمی نشیند؛ دوستان در سازمان سینمایی و نهاد های مختلف تلاش می کنند اما این اقدامات کافی نیست. از همان مرحله شکل گیری طرح توسط فیلمنامه نویسان و بعد تر توسط خود فیلمسازان، سرمایه گذاران، تهیه کنندگان، دفاتر پخش و… باید اقداماتی صورت بگیرد، حتی فرآیند تبلیغاتی که برای یک فیلم صورت می گیرد از این قضیه مستثنی نیست، فیلم «پاستاریونی» دو جایزه مهم جشنواره فیلم کودک و نوجوان را از آن خود کرده است اما پیش از آنکه این اثر اکران شود خیلی از دوستان مخاطب نما پیش داوری کردند و گفتند باز یک فیلم ضعیف و نامناسب دیگر قرار است اکران شود و مردم را ترغیب کردند تا از این نوع سینما حمایت نشود! روی صحبت من با این افراد است، دوستان اجازه دهید یک فیلم اکران شود، ابتدا آن را تماشا کنید و بعد در رابطه با آن اظهار نظر کنید! ساخت فیلم در این ژانر، جذب سرمایه، متقاعد کردن بازیگران و… کار دشواری است به همین سبب در دوره اکران، اینگونه فیلم ها نیازمند توان تبلیغاتی ویژه ای هستند که فقط برخی فیلم ها از آن برخوردارند. با وجود همه صحبت هایی که مطرح شد اما لازم است تاکید کنم مخاطبان هم اهمیت بسیار ویژه ای دارند و به نوعی تعیین کننده هستند. برخی دوستان می گویند سینمای ما به سمت فیلم های زرد سوق پیدا کرده است، علت این اتفاق هم آن است که خود مخاطب از این آثار استقبال می کند. وقتی فیلم شریفی ساخته می شود و مردم آن را تماشا نمی کنند، زندگی عواملی که برای آن فیلم زحمت کشیدند چه می شود؟ یا مجبورند در شغل های دیگر فعالیت کنند یا بنا به دید و توجه مخاطب به سمت فضاهای دیگر سینما خواهند رفت.

از تاثیرگذاری مخاطب بر تولیدات سینما و فیلمسازان گفتید؛ چقدر با این نظریه موافق هستید که خود فیلمسازان و تولیدات سینما می تواند ذائقه و سلیقه مخاطب را تغییر دهد و از این ورطه بیرون بکشد؟

بله موافقم، من حرفی میزنم که بتوان به آن عمل کرد. به عقیده من می توان فیلمی ساخت که شریف باشد، کمدی باشد، لحظه های شاد و هم ناب داشته باشد، به مخاطب خود احترام بگذارد و هم از شوخی های دم دستی حذر کند. ساخت چنین فیلمی شدنی ولی سخت است. اگر ما به میانبر زدن عادت نکنیم قطعا می توانیم چنین اتفاقاتی را در سینما رقم بزنیم. دست اندرکاران و سرمایه گذاران یک چنین فیلمی باید حوصله به خرج دهند، هزینه کنند و توان خود را در زمان اکران روی تبلیغات متمرکز کنند و در جهت شناساندن آن به مخاطب بیش از پیش تلاش کنند. قطعا خانواده ها مشتاق هستند فیلمی کمدی، آموزنده و توام با لحظات خوش را تماشا کنند البته من شخصا به بعد آموزش در سینما خیلی قائل نیستم و معتقدم رسالت سینما سرگرمی است یعنی مخاطب فیلمی را تماشا کندکه سرگرم شود و در عین حال چند نکته را هم دریافت کند، فیلمی که مخاطب از تماشای آن کنار فرزند خود خجالت نکشد در همین راستا سازمان سینمایی و شورای صنفی قانون رده بندی سنی را برای تماشای آثار پیاده کرده که بسیار اقدام خوبی است البته در اعمال این قانون هم یک سر ماجرا به فیلمسازان برمی گردد که متاسفانه در برخی موارد فیلم کودک و نوجوان خود را کمدی معرفی می کنند و مخاطب چون اثری بر خلاف تصور خود می بیند نسبت به آثار این ژانر هر چقدر هم که خوب باشد بی اعتماد می شود اما یک سر دیگر آن متوجه خود خانواده ها است که بعضا به این رده بندی ها توجه نمی کنند. با این تفاسیر و با توجه به وضع موجود فکر می کنم شاید لازم است که در این ژانر یک نظارت بیشتری وجود داشته باشد البته برای اینکه این نظارت به چه شکل باید باشد نسخه ای ندارم. ما عادت داریم در چنین مواقعی مدیران را زیر سوال می بریم اما در صورتی که همه ما مسئول هستیم از من به عنوان کارگردان گرفته تا بازیگران و… ما باید در قدم اول کار خود را درست انجام دهیم اگر ما کار خود را به بهترین شکل انجام دهیم قطعا مدیرانی هستند که بر مبنا آن، سیاست های درست را طرح ریزی کنند.

در میان تولیدات سالانه سینما شاید فیلم های ژانر کودک و نوجوان به تعداد انگشت های یک دست هم نرسند، از میان بسیاری از آثاری که به این ژانر نسبت می دهیم و برایش مخاطب کودک را تعریف می کنیم، مناسب و برای کودک نیست بلکه درباره کودک است این مسئله به کنار از سویی دیگر در انتخاب و نگارش فیلمنامه های این آثار باید یک مهم لحاظ شود و آن همراهی خانواده در کنار کودک است، به نظرم جدی نگرفتن این دو مبحث آسیب جدی به مخاطب و خود این ژانر می تواند بزند!

قطعا فیلمی که درباره کودک است مخاطب آن کودک نیست، به زعم من فیلمی که درباره کودک است برای خانواده ها ساخته می شود تا به نکاتی اشراف پیدا کنند که شاید کمتر متوجه آن هستند. اما درباره بخش دوم صحبت شما باید بگویم نباید کودک و خانواده را از هم جدا کرد، ما ژانری به نام کودک نداریم چرا که کودک خودش به سینما نمی آید. ما ژانر کودک و خانواده داریم و تحت این ژانر باید آثاری ساخته شود که مناسب کودک و خانواده باشد تا مخاطب مجبور نشود به اسم فیلم کودک، فیلمی درباره کودک ببیند و در نهایت از دنبال کردن آن ژانر اکراه پیدا کند. همچنین تصور کند همه فیلم های این ژانر به همان شکل ساخته می شوند. من چه در این ژانر و چه در ژانر های دیگر اگر فیلمنامه خوبی در اختیار نداشته باشم ترجیح می دهم اصلا فیلم نسازم تا اینکه مثل برخی دوستان به سبب عطش تولید دست به ساخت فیلم بزنم. بعد از جشنواره کودک و نوجوان امسال بالای ۲۰ طرح و فیلمنامه به من ارائه شد اما هیچکدام هنوز مجابم نکرده است. به نظرم سخت گیری باید از همان مرحله طرح و فیلمنامه شروع شود.

در همان روزهای نزدیک به اکران دو هجمه علیه فیلم شما اتفاق افتاد، یکی در خصوص اسم فیلم و دیگری درباره حضور مستر تستر چهره اینستاگرامی در اثر شما. خیلی ها مخالف حضور این چهره ها در سینما به عنوان بازیگران هستند. خودتان این هجمه ها را چقدر بر حق می دانید؟

من این هجمه ها را بر حق نمی دانم، در خصوص انتخاب اسم «پاستاریونی» برای این فیلم باید بگویم علت این اتنخاب در محتوا فیلم وجود دارد. معمول است که اسامی فیلم ها بر اساس محتوا و یا یک دیالوگ در فیلم انتخاب می شود، عنوان این فیلم هم به همین شکل انتخاب شد و کسی که فیلم را تماشا کند به طور حتم متوجه نکته آن خواهد شد کمااینکه بسیاری در این چند روز فیلم را دیدند، متوجه این قضیه شدند، نظرشان تغییر کرد و حتی بابت آن پیش داوری ها عذرخواهی کردند. اما در مورد حضور آقای حمید سپیدنام یا مستر تستر این توضیح را بدهم که ما در فیلمنامه اولیه یک ژورنالیست فرانسوی داشتیم که قرار بود کاری مشابه مستر تستر را انجام دهد، یکی از دوستان به اطلاع من رساند که ما در ایران فردی داریم که همین کار را انجام می دهد و بسیار هم شخصیت محبوبی دارد، صفحه ایشان را در فضای مجازی دیدم و به این نتیجه رسیدم که چهره بامزه و سمپاتیکی دارد؛ از سوی دیگر آقای سپید نام در واقعیت همان کاری را انجام می دهد که قرار بود شخصیت ما در فیلمنامه انجام دهد. به واقع ما از او نخواستیم بازی کند بلکه او خودش بود به علاوه اینکه ایشان هم ادعای بازیگری ندارد؛ مضاف بر اینکه من هم ادعا ندارم حمید سپید نام کشف من در بازیگری است. بنابراین برای پیشبرد داستانی فیلم خودم، نه تبلیغاتی آن، از این شخصیت استفاده کردم. جالب است بدانید برخی از همین چهره های اینستاگرامی پیشینه تئاتری دارند و سال ها ست در حوزه تئاتر فعالیت می کنند. اصلا حضور چهره های اینستاگرامی چه اشکالی دارد؟ مگر بزرگان سینمای ما مثل آقای کیارستمی یا خیلی از عزیزان دیگر لزوما بازیگر کار خود را از بین بازیگران و چهره ها انتخاب می کردند؟ بارها از استعداد های ناشناخته ای بهره گرفتند که بعد ها در هیچ اثری هم دیده نشدند. خوشبختانه علیرغم تمام این حرف ها مخاطب از این فیلم راضی بوده است، من در کنار مردم فیلم را تماشا کردم و نظرشان را جویا شدم، کسی نبوده که از خرید بلیت فیلم من ناراضی باشد.

در پایان صحبتی باقی مانده است که بفرمایید؟

صحبتی دارم با کسانی که قبل از تماشای فیلم انتقاد می کنند و نظر می دهند، اگر واقعا دلسوز سینما هستند و فکر می کنند سینما زرد شده و به بی راهه رفته است حتما فیلم «پاستاریونی» را ببینند و اگر دیدند بر خلاف نظر اولیه شان بود به جای آنکه در مقابل بایستند، از فیلم حمایت کنند و برای تبلیغات آن به کمک ما بیایند تا ثابت شود بدون بیلبورد و تیزر های آنچنانی و اکران های عجیب و غریب (البته فارغ از فیلم خودم این مسئله را مطرح می کنم چراکه «پاستاریونی» دارای بیلبورد و تیزرهای تبلیغاتی است) و صرفا با تبلیغات شفاهی، امکان دیده شدن یک اثر وجود دارد.

ملیکا مومنی راد

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


    جدول فروش فیلم ها

    عنوان
    فروش (تومان)
    • مطرب
      ۳۸٬۵۴۳٬۸۹۱٬۰۰۰
    • چشم و گوش بسته
      ۱۲٬۸۳۴٬۱۱۵٬۰۰۰
    • بی وزنی
      ۳۱٬۵۵۲٬۰۰۰
    • نرگس مست
      ۳۶٬۶۲۲٬۰۰۰
    • دوئت
      ۶۸٬۷۰۷٬۰۰۰
    • عطر داغ
      ۹٬۱۳۸٬۰۰۰
    • امیر
      ۱۳۰٬۹۶۴٬۰۰۰
    • جهان با من برقص
      ۶٬۷۴۸٬۶۳۶٬۰۰۰
    • خوب، بد، جلف 2
      ۱٬۴۷۶٬۲۶۴٬۰۰۰
    • چهل و هفت
      ۵٬۱۱۱٬۰۰۰
    • سونامی
      ۳۶۵٬۵۴۴٬۰۰۰
    • آشفته گی
      ۵۹۵٬۴۵۶٬۰۰۰