امروز ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۰۵
یادداشتی به قلم رحمان خوب زاده؛

اثر هنری که برخاسته از نیاز مردم باشد با جامعه ارتباط برقرار می‌کند

رحمان خوب‌زاده در یادداشتی به جنبه‌های اجتماعی برای ساخت اثر هنری اشاره می‌کند.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری صبا، رحمان خوب زاده، کارگردان سینما و تئاتر در یادداشتی به جنبه‌های اجتماعی برای ساخت یک اثر هنری در سینما و تئاتر اشاره کرد.

در متن این یادداشت که در اختیار صبا قرار گرفته آمده است: «چرا انسان «اجتماعی» است؟ دو نگاه کلی وجود دارد:

۱- اجتماعی بودن جزء ذات و غریزه انسان است.

۲- اجتماعی بودن یک ضرورت برای حیات است.

ریشه «اجتماعی بودن» هر چه باشد، در اینجا مورد بحث ما نیست. نکته آن است که به هر گوشه و کنار که بنگری، انسان را «با دیگران» و «در کنار دیگران» می یابیم.

«با دیگران بودن» به پیدایش اشکال گوناگون زندگی جمعی (جوامع، گروه ها …) انجامیده است که جامعه شناسی در صدد مطالعه و بررسی آنها، گرایشات مختلف (شهری، صنعتی، جامعه شناسی دین، آموزش و پرورش …) یافته است.

آنچه در اینجا لازمه بحث است تولید یک «اثر هنری» که با نیاز جامعه همسو باشد تا بتواند در راستای آگاهی دادن و علم آموزی به مردم در آن زمینه نیازهای اجتماعی جامعه مفید باشد و بتواند در آن مسیر کارساز باشد.

صرفا همه نیازهای جامعه سیاسی یا فرهنگی نیست؛ علم موفقیت، تکنیک های رشد شخصی، بیماری های روحی، بیماریهای جسمی، علم مدیریت، علم شخصیت و سایر نیازهای جامعه هم آن چیزی است که میتواند دغدغه اصلی تولید یک اثر هنری باشد.

آنچه ظلم مهمی به جامعه محسوب می شود؛ عدم درک جامعه از سوی انسان های آگاهی است که می توانند به مسیر طرقی جامعه جهت دهی زیبایی شناسانه و جامعه شناسانه بدهند، اما صرفا اکثر تولیدات هنری ما اکثریت در محور موضوعات تکراری سیاست، عشق و خیانت می چرخد. معنی این نیست که این نگاه اشتباهی است، بلکه اینم بخش مهمی از ضرورت یک جامعه محسوب می شود. اما در جامعه ما و یا هر جامعه ای به اندازه هر انسان یک دغدغه و یا موضوعی متفاوت وجود دارد.
برای اینکه صرفا یک نقد صورت نگرفته باشد و ایده همراه این نگاه به محضر خوانندگان این نوشته داشته باشم دو مثال مطرح خواهم کرد و به یک نمونه موردی اشاره ای نیز خواهم داشت.

برای مثال بیماری های روانی بسیاری در جامعه وجود دارد، مثلا بیماری اضطراب که بخش وسیعی از جامعه درگیر آن است مخصوصا بخاطر وقایع اخیر جهان، چرا یک اثر هنری تولید نمی شود که بتواند اضطراب و راهکارهای رفع آن دغدغه آن اثر باشد؟ چه خوب می شود اگر روانشاسی برای سهولت کار خود تماشای یک فیلم یا تئاتر را تجویز کند برای مراجعینی که از اضطراب رنج می برند؟ آیا آن فیلم رسالتی مهم را در جامعه ایفا نکرده است؟
هنرمندان تئاتر از بحران مخاطب سخن می‌گویند، آیا نمی شود یک اجرای تئاتر با هدف پرداختن به موضوع اضطراب تولید شود و روابط عمومی آن نمایش به روانشناسان اثر را معرفی نماید و آنها تماشای آن در نسخه تجویز مراجعین خود قرار دهند؟

بی شک کارساز است، پس هنرمندان اگر جامعه را بشناسند، این شناخت قواعد و دغدغه های متفاوت جامعه، به هنرمندان قدرت برنامه ریزی و کنترل جامعه را عطا می کنید.»

انتهای پیام/

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است